دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٩٤ - ابن ابی لیلی
ابن ابی لیلی
نویسنده (ها) :
آخرین بروز رسانی :
چهارشنبه ٢٤ اردیبهشت ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اِبْنِ اَبی لِیلى، ابوعیسی عبدالرحمن بن یسار انصاری كوفی (د ٨٣ق / ٧٠٢م)، فقیه، قاضی، قاری و محدث شیعی. تاریخ دقیق زادن عبدالرحمن روشن نیست. ابونعیم (٤ / ٣٥٣) گفته است كه او در روزگار خلافت ابوبكر تولد یافت، اما به گفتۀ دیگر مورخان او در زمان خلافت عمر ــ ٦ سال مانده به پایان خلافت وی ــ زاده شد (ابن حجر، ٦ / ٢٦٠؛ خطیب، ١٠ / ١٩٩). پدر او ابولیلی، مدنی انصاری و از یاران پیامبر (ص) بود كه همراه وی در جنگ احد و جنگهای پس از آن شركت جست و سپس به كوفه كوچید و در كنار علی (ع) جنگید و در ركاب او در جنگ صفین شهید شد (نووی، ١(١) / ٣٠٣). عبدالرحمن از تابعین و از محدثان بنام اسلامی است كه به گفتۀ خود حدود ١٢٠ تن از اصحاب پیامبر را دیده (ابونعیم، ٤ / ٣٥١) واز بسیاری از آنان حدیث شنیده و نقل كرده است. بنامترین كسانی كه وی از آنان حدیث روایت كرده عبارتند از مُعاذبن جَبَل (ابن حبّان، ٢ / ٤٩)، مقداد، ابنمسعود، سهل بن حنیف، عبدالرحمن بن ابیبكر، قیسبن سعد، عبدالله بن زید بن عبدربه، ابوموسی، ام هانی دختر ابوطالب، انس، صهیب، عبدالله بن عكیم، عبدالرحمن بن سمرة، اسیدبن حضیر (ابنحجر، همانجا)؛ و نیز ابوسعید خدری (نوری، ١(١) / ٣٠٤)، عمر، عثمان، علی (ع)، سعدبن ابن وقاص، بلال، حذیفه، ابوذر، عبدالله بن عباس، ابن عمر، ابی بن كعب، كعب بن عجزة، براءبن عازب، ابودرداء، ابوایوب، پدر خود ابولیلی، زیدبن ارقم، ثوبان و ابوجحیفة (ابونعیم، ٤ / ٣٥٣).
رجالشناسان عموماً ابن ابی لیلی را به نیكی و پارسایی و پرهیزكاری ستوده و او را ثقه دانستهاند، ولی برخی از آنان در اینكه وی مستقیماً از مشایخی مانند عمر و بلال روایت كرده باشد تردید كردهاند (نووی، همانجا؛ ابن حجر، ٦ / ٢٦١). وی از پیروان امام علی (ع) و از مدافعان او در برابر مخالفان بود. در جنگ جمل رایت او را در دست داشت (ابنخلكان، ٣ / ١٢٦) و در جنگهای صفین و نهروان نیز حضور و شركت داشت و برخی از رویدادهای صفین را روایت كرده است (خطیب، ١٠ / ٢٠٠؛ طوسی، ٩٨؛ طبری، ٢ / ١٠٨٦). ابن ابی لیلی پس از علی (ع) همچنان به راه او پایدار ماند. در روزگار فرمانروایی حجاج بن یوسف ثقفی (د ٩٥ق / ٧١٤م) ابتدا از سوی وی در كوفه منصب قضا یافت، اما پس از چندی مورد خشم قرار گرفت و بركنار شد. حجاج از او خواست كه علی (ع) را ناسزا گوید، اما وی خودداری كرد (ذهبی، ١ / ٥٨). حجاج هم چندان او را تازیانه زد كه پشتش سیاه شد (قهپایی، ٤ / ٧٢). ازاینرو هنگامی كه ابن اشعث در ٨٣ق / ٧٠٢م با حجاج به پیكار برخاست، ابن ابی لیلی بیدرنگ به یاری ابناشعث شتافت. در تاریخ مرگ و چگونگی درگذشت او اختلاف است، ولی بیشتر مورخان سال ٨٣ق را پذیرفتهاند (خطیب، ١٠ / ٢٠١-٢٠٢).
ابنجزری (ص ٣٧٦) آورده است كه ابن ابیلیلی علم قرائت را از علی (ع) آموخت. به گفتۀ ابونعیم (٤ / ٣٥١) خانۀ او محل تجمع قاریان بود و بااینكه در آن روزگار اجتهاد و فتوا بهگونهای كه در روزگاران بعدی مطرح شد، آشكارا طرح نشده بود، ابنابیلیلی در مسائل فقهی و علم احكام صاحب نظر بود و برخی از آرای فقهی او را بلاذری آورده است (صص ٤٣٣-٤٣٤). با اینهمه او در حدیث شهرت دارد و كسان بسیاری از وی حدیث شنیده و نقل كردهاند، از جمله: مجاهد، عمروبن مرة، عطاءبن سائب، اعمش، شعبی، زیدبن حارث، عبدالاعلی، حكم بن شعبة (ابونعیم، ٤ / ٣٥١-٣٥٥)، نیز فرزندش عیسی و نوهاش عبدالله بن عیسی، و همچنین عمرو بن میمون، ثابت بنانی، حكم بن عُتَیبه، حصین بن عبدالرحمن، یحیی بن جزار، هلال الوزان، یزید بن ابیزیاد، ابواسحاق شیبانی، منهال بن عمرو، عبدالملك بن عمیر و اسماعیل بن ابوخالد (ابن حجر، ٦ / ٢٦٠-٢٦١).
مآخذ: ابن جزری، محمدبن محمد، غایة النهایة، قاهره، ١٣٥١ق / ١٩٣٢م؛ ابن حبان، محمد، المجروحین، به كوشش محمود ابراهیم زاید، بیروت، دارالمعرفة؛ ابن حجر عسقلانی، احمدبن علی، تهذیب التهذیب، حیدرآباد دكن، ١٣٢٥-١٣٢٦ق؛ ابنخلكان، وفیات؛ ابونعیم اصفهانی، احمدبن عبدالله، حلیة الاولیاء، بیروت، ١٤٠٥ق / ١٩٨٥م؛ بلاذری، احمدبن یحیی، فتوح البلدان، به كوشش رضوان محمد رضوان، بیروت، ١٣٩٨ق / ١٩٧٨م؛ خطیب بغدادی، احمدبن علی، تاریخ بغداد، بیروت، دارالكتاب العربی؛ ذهبی، شمسالدین محمد، تذكرة الحفاظ، حیدرآباد دكن، ١٣٣٣-١٣٣٤ق؛ طبری، تاریخ؛ طوسی، محمدبن حسن، اختیار معرفة الرجال، به كوشش حسن مصطفوی، مشهد، ١٣٤٨ش؛ قهپایی، عنایتالله، مجمع الرجال، به كوشش ضیاءالدین اصفهانی، اصفهان، ١٣٨٤ق؛ نووی، محییالدین بن شرف، تهذیب الاسماء، قاهره، ادارة الطباعة المنیریة.
حسن یوسفی اشکوری