دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٢٣٨ - بقلیه
بقلیه
نویسنده (ها) :
جواد فیروزی
آخرین بروز رسانی :
شنبه ٣١ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
بَقْلیه، شاخهای از قرمطیان عراق در سالهای ٢٩٥- ٣١٦ق / ٩٠٨- ٩٢٨م. آنان از مردم سواد كوفه بودند كه نخست از عقاید داعی بورانی پیروی میكردند و از اینرو، «بورانیه» خوانده میشدند؛ سپس در ٢٩٥ق به داعی ابوحاتم زُطّی گراییدند و به بقلیه تغییر نام یافتند. گویا علت این نامگذاری آن بود كه ابوحاتم خوردن برخی سبزیها و نیز كشتن و خوردن حیوانات را بر پیروانش حرام كرده بود (نویری، ٢٥ / ٢٧٥؛ ابن دواداری، ٩٠؛ مقریزی، ١٢ / ١٧٩).
برخی منابع نام این گروه را به گونهای دیگر از جمله نفلیه و نقلیه نیز گزارش كردهاند (نکـ: قرطبی، ١١٩؛ نیز فریدلندر، ١١١-١١٠؛ مادلونگ، .(٧١
پس از درگذشت ابوحاتم در ٢٩٦ق، بقلیه به دو دسته تقسیم شدند: برخی همچنان بر زنده بودن و غیبت محمد بن اسماعیل پافشاری كردند و برخی دیگر بر آن شدند كه زكرویه بن مهرویه (مقـ ٢٩٤ق)، داعی بزرگ عراق كشته نشده است، و در غیبت به سر میبرد (نویری، ٢٥ / ٢٧٥- ٢٧٦؛ ابن دواداری، مقریزی، همانجاها).
از این پس تا ٣١٦ق از این گروه گزارشی در دست نیست؛ اما با توجه به جنبش آنان در همین سال، در مییابیم كه آنها در این مدت به گونهای پنهانی به حیات و فعالیت خود ادامه میدادهاند. برخی برآنند كه در این دوره به قرمطیان جنوب عراق كه به مهدویت محمد بن اسماعیل پایبند مانده بودند، بقلیه میگفتند (دفتری، ١٥٧). اما این مطلب با توجه به منابع موجود درست به نظر نمیرسد؛ چه، مسعودی بقلیه را از قبایل بنی ذهل و بنی رفاعه میشمارد و آنان را قرمطیان نواحی كوفه میداند كه در بیشه زارهای آنجا میزیستند (ص ٣٩١؛ نیز نکـ: قرطبی، همانجا).
بقلیه در ٣١٦ق به ریاست مسعود بن حریث و عیسی بن موسی در اطراف كوفه قیام كردند (همانجاها؛ قس: ابن اثیر، ٨ / ١٨٦-١٨٧، كه مسعود بن حریث را حریث بن مسعود ضبط كرده، آنان را صرفاً قرامطه نامیده است) و بُنَیّ بن نفیس را شكست دادند (مسعودی، همانجا). در پی این كار، خلیفه مقتدر دو تن از سرداران خود، هارون بن غریب و صافی را به سوی آنها گسیل داشت. در این نبرد، بقلیه شكستی سخت یافتند و بسیاری از ایشان كشته و اسیر گردیدند (همو، نیز قرطبی، همانجاها؛ ابناثیر، ٨ / ١٨٧) و بیدرنگ با پرچمهای سفیدشان كه بر روی آنها آیه «وَ نُریدُ أَن نَمُنََّّ...» (قصص / ٢٨ / ٥) نقش بسته بود، با حالتی سرنگون وارد بغداد شدند (ابن اثیر، همانجا). گروهی از ایشان كه جان سالم به در برده بودند، به سلیمان بن حسن قرمطی - كه از هیت به بحرین بازگشته بود - پیوستند و از آنجا كه آنان در بیشهها میزیستند، در سپاه سلیمان به «اَجَمیین» نام بردار شدند (مسعودی، همانجا).
مآخذ
ابناثیر، الكامل؛
ابن دواداری، ابوبكر، كنز الدرر، به كوشش صلاحالدین منجد، قاهره، ١٣٨٠ق / ١٩٦١م؛
دفتری، فرهاد، تاریخ و عقاید اسماعیلیه، ترجمه فریدون بدرهای، تهران، ١٣٧٥ش؛
قرآن مجید؛
قرطبی، عریب، «صله تاریخ الطبری»، همراه ج ١١ تاریخ طبری؛
مسعودی، علی، التنبیه و الاشراف، به كوشش دخویه، لیدن، ١٨٩٣م؛
مقریزی، احمد، اتعاظ الحنفاء، به كوشش جمال الدین شیال، قاهره، ١٣٨٧ق / ١٩٦٧م؛
نویری، احمد، نهایه الارب، به كوشش محمد جابر عبدالعال حینی، قاهره، ١٤٠٤ق / ١٩٨٤م؛
نیز:
Friedlaender, I.,«The Heterodoxies of the Shiites in the Presentation of Ibn Hazm» , Journal of the American Oriental Society,
Madelung, W., «The Fatimids and the Qarmatis of Bahrayn» , Mediaeval Ismaili History and Thought, ed. F. Daftary,
جواد فیروزی