دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٣٣ - ابن درهم
ابن درهم
نویسنده (ها) :
علی رفیعی علامرودشتی
آخرین بروز رسانی :
دوشنبه ١٩ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اِبْنِ دِرْهَم، عنوان افراد خاندانی از عالمان و قضات مالكی كه در سدههای ٢ تا ٤ ق/ ٨ تا ١٠ م در عراق میزیستهاند. نیای بزرگ آنان درهم از اسیران سیستانی بود كه در ردیف موالی خانوادۀ جریر بن حازم جَهْضَمی ازْدی درآمد (ابن حبّان، الثقات، ٦/ ٢١٧- ٢١٨). این خاندان ابتدا در بصره میزیستند و سپس به بغداد منتقل شدند، اما علاوه بر این دو شهر در مدینۀ منوّره، فارس و یزد نیز صاحب منصب قضا بودهاند. در برخی از منابع از اینان با عنوان آل حمّاد یا بنو حمّاد نیز یاد شده است (قاضی عیاض، ٣/ ١٦٦، ١٦٧). مهمترین افراد خاندان ابن درهم اینانند:
١. ابواسماعیل حمّاد بن زید بن درهم
معروف به ازرق (٩٨- ١٧٩ ق/ ٧١٦-٧٩٥ م)، محدّث بصری. او نخست شغل بزازی داشت، اما پس از چندی به فراگیری علم روی آورد (قاضی عیاض، ٢/ ٥٥٩). در مورد منزلت علمی حماد گفته شده كه مالك بن انس در حجاز، حماد بن زید در بصره، سفیان ثوری در كوفه و اوزاعی در شام پیشوایان حدیث و فقه زمان خود بودهاند (ابن ابی حاتم، تقدمة، ١٧٦-١٧٧؛ مزی، ٧/ ٢٤٥). حتی بعضی حماد را برتر دانستهاند (نک : ذهبی، ٧/ ٤٦٠). علمای رجال او را از ثقات شمرده و نوشتهاند كه ٤ هزار حدیث در حافظه داشته است (ابن سعد، ٧/ ٢٨٦؛ عجلی، ١٣٠-١٣١؛ ابن معین، معرفة الرجال، ١/ ٩٤، ١٠٨). او چون نابینا بود، از حفظ حدیث میگفت (ابنحبّان، مشاهیر، ١٥٧). از مشایخ وی كسانی چون ایوب سختیانی، هشام بن عروه و عمرو بن دینار قابل ذكرند (ابنمعین، تاریخ، ٤/ ٢١٤؛ ابنمنجویه، ١/ ١٥٦). طوسی (ص ١٧٣) او را از اصحاب امام صادق (ع) شمرده است. وی با اینكه از اقران مالك بن انس بود، از او روایت كرده است (قاضی عیاض، ١/ ٢٥٧). نامهای مشایخ وی را ابن منجویه (همانجا)، مزی (٧/ ٢٤٠-٢٤٢) و ذهبی (٧/ ٤٥٧) به تفصیل آوردهاند، و از راویان وی میتوان عبدالله بن مبارك، عبدالرحمن بن مهدی، سفیان بن عیینه، وكیع، خلف بن هشام بزّاز و یحیی بن سعید قطان را یاد كرد (نک : ابن سعد، ٧/ ٣٤٢- ٣٤٨؛ ابن ابی حاتم، الجرح و التعدیل، ١(٢)/ ١٣٧؛ مزی، ٧/ ٢٤٢-٢٤٥؛ ذهبی، ٧/ ٤٥٧- ٤٥٨). از نظر عقیده، ابن سعد (٧/ ٢٨٦) او را عثمانی خوانده و در روایتی از وی آمده كه هر كس قائل به فضل علی (ع) بر عثمان باشد، در حقیقت قائل به خیانت اصحاب پیامبر (ص) است (ابونعیم، ٦/ ٢٥٩). حماد بن زید با معتقدان به خلق قرآن و قَدَر مخالف بود و با ابوحنیفه و قیاس تا آنجا مخالفت داشت كه وقتی خبر وفات او را شنید، خدای را سپاس گفت (ابنمعین، تاریخ، ٤/ ١٨٨، ٣٢٧؛ ابونعیم، ٦/ ٢٥٨- ٢٥٩). احادیث و روایات حماد در صحاح اهل سنت مانند صحیح بخاری (١/ ١٠٩، ٧/ ١٩، ٢٣٨)، صحیح مسلم (١/ ٢١، ٢٣، ٢٧)، سنن ترمذی (٤/ ٤٨١) و دیگر كتب حدیث چون مسند احمد (٥/ ٤)، سنن دارمی (ص ٥٥٨) و سنن دار قطنی (١/ ٢٢١) نقل شده است. همچنین ابن ابی حاتم ( تقدمة، ١٧٨-١٨١)، قاضی عیاض (١/ ٨٧، ١٣٠)، ابنصلاح (صص ١٠٢، ١٤٨) و ذهبی (٧/ ٦٩، ٧٠، ٢٠٦، ٢٠٨، ٢١٩، ٢٢٢) اقوال و نظریات وی را در جرح و تعدیل راویان آوردهاند.
٢. ابواسماعیل حمادّ بن اسحاق بن اسماعیل بن حماد بن زید ابن درهم (١٩٩-٢٦٧ ق/ ٨١٤-٨٨١ م)
محدث، فقیه و قاضی مالكی. تاریخ تولد او را ١٩٨ ق نیز نوشتهاند (خطیب، ٨/ ١٥٩). وی در بصره زاده شد و در همانجا رشد یافت و نزد عالمانی چون ابومصعب زهری، ابومحمد حكمی، عبدالله بن مسلمة قَعْنَبی و دیگران حدیث شنید و فقه را نزد احمد بن معذل بن غیلان بصری فرا گرفت (همانجا؛ قاضی عیاض، ٣/ ١٨١). كسان زیادی از وی حدیث شنیده و روایت كردهاند كه از آن جمله، ابراهیم بن حماد فرزند وی، محمد بن جعفر خرائطی، حسین بن اسماعیل محاملی و محمد بن خلف بن حیان را میتوان نام برد (وكیع، ١/ ٢٦٨؛ خطیب، همانجا). حماد بن اسحاق با خلفا مصاحبت داشت (ذهبی، ١٣/ ١٦) و از خواص الموفق ابو احمد بن متوكل شمرده میشد (قاضی عیاض، ٣/ ١٨٢). او در جنگ بین الموفق و محمد بن عبدالله بن طاهر میانجی صلح و حامل نامههای دو طرف جنگ بود (طبری، ٩/ ٣٣٥-٣٣٦). مدتی نیز عهدهدار منصب قضا در بغداد بود (خطیب، همانجا). پس از خلع المعتز در ٢٥٥ ق/ ٨٦٩ م و روی كار آمدن المهتدی با اینكه وی نیز چون دیگران سند خلع را امضا و گواهی كرده بود (طبری، ٩/ ٣٩٢)، ولی از آنجا كه المهتدی اطلاع یافته بود كه حماد با الموفق در مكه مكاتبه داشته است، بر وی خشم گرفت و المتهدی دستور داد او را تازیانه زنند و سپس به اهواز تبعید كنند (وكیع، ٣/ ٢٨٠؛ قاضی عیاض، ٣/ ١٨٢). وی در شوش درگذشت (خطیب، قاضی عیاض، همانجاها).
به گفته ابن ندیم (ص ٢٥٢) وی دارای آثار متعددی بوده، اما اكنون تنها اثری كه از وی باقی مانده، كتاب: تركة النبی (ص) و السبل التّی وجهها فیها است كه فرزند وی ابراهیم آن را روایت كرده است. در این كتاب مؤلف كوشش كرده، ثابت كند كه پیامبر اسلام (ص) ارثی به جای نگذاشته و آنچه از او باقی مانده صدقه است. نسخهای از این كتاب ضمن مجموعهای در كتابخانۀ ظاهریه موجود است (ظاهریه، تاریخ، ٧٦، مجامیع، ٢٧٢).
٣. ابواسحاق اسماعیل بن اسحاق بن اسماعیل بن حماد بن زید ابن درهم (١٩٩ یا ٢٠٠-٢٨٢ ق/ ٨١٥ یا ٨١٦-٨٩٥ م)
محدث، فقیه و قاضی مالكی. او در بصره زاده شد (ابنجوزی، ٥(٢)/ ١٥١) و از همان دوران كودكی در آنجا به تحصیل و استماع حدیث پرداخت (ذهبی، ١٣/ ٣٣٩). نزد احمد بن معذّل بن غیلان بصری فقه آموخت و از علی بن مدینی حدیث شنید (ابواسحاق شیرازی، ١٦٤) و قرائت را از عیسی بن مینا قالون فراگرفت (قاضی عیاض، ٣/ ١٧١؛ در مورد دیگر مشایخ نک : خطیب، ٦/ ٢٨٤؛ قاضی عیاض، ٣/ ١٦٨)، مبرّد دربارۀ او گفته كه اگر اسماعیل خود را به امور حكومتی مشغول نكرده بود، در نحو و ادب ریاست را از ما میگرفت (ابواسحاق شیرازی، ١٦٥). جمعی از او فقه، حدیث و علوم قرآنی آموختهاند كه از آن میان نسایی، ابن مجاهد، ابوبشر دولابی و ابراهیم بن حماد پسر برادرش قابل ذكرند (خطیب، همانجا؛ قاضی عیاض، ٣/ ١٦٨- ١٦٩). او را اولین كسی دانستهاند كه مذهب مالك را در عراق بسط و رونق داد (نک : ابنندیم، ٢٥٢؛ خطیب، ٦/ ٢٨٤-٢٨٦؛ قاضی عیاض، ٣/ ١٧٠). نیز او را از نخستین فقیهان مالكی شمردهاند كه در رد شافعی تألیف داشته است (همو، ١/ ٢٧). اشتغال وی به مناصب حكومتی نخستین بار در زمان خلیفه المتوكل در ٢٤٦ ق پس از مرگ سوار بن عبدالله بود كه به قضای ناحیۀ شرقی بغداد منصوب گردید و گویا بعد از مدتی به عنوان قاضی عسكر المهتدی نیز انتخاب شد و تا ٢٥٥ ق در این مقام بود. بعد از دستگیری برادرش حماد بن اسحاق و تبعید وی، اسماعیل نیز بركنار و مخفی شد. در ٢٥٦ ق پس از مرگ المهتدی و روی كار آمدن المعتمد وی بار دیگر به قضای ناحیۀ شرقی بغداد منصوب شد و تا ٢٥٨ ق در این مقام بود، سپس با درخواست خود او از المعتمد به ناحیۀ غربی بغداد منتقل و قضای این ناحیه به او واگذار شد. سرانجام در ٢٦٢ ق قضای هر دو ناحیۀ بغداد به او سپرده شد. بعضی نوشتهاند كه پس از مرگ ابن ابی الشوارب قاضی القضاة او را به جانشینی وی منصوب كردند و قضای شهرهای مدائن و نهروانات را نیز به او دادند (خطیب، ٦/ ٢٨٧- ٢٨٨؛ قاضی عیاض، ٣/ ١٧٧- ١٧٨). طبری (٩/ ٤٧٦، ٥١٦) نوشته است كه وی به هنگام جنگ میان معتمد عباسی و یعقوب لیث واسطه و حامل نامهای از جانب معتمد به سوی یعقوب بود. همچنین برای كمك و رفع احتیاجات مردم بارها با عبیدالله بن سلیمان وزیر مكاتبه كرد. ابواسحاق در هنگام دستگیری اسماعیل بن بلبل وزیر به وسیلۀ معتضد، از او دفاع كرد (تنوخی، ١/ ٨٢).
آثـار
ابن ندیم (ص ٢٥٢)، قاضی عیاض (٣/ ١٧٩-١٨٠) و دیگران آثار متعددی از وی نام بردهاند كه بیشتر در علوم قرآنی، حدیث و فقه بوده است:
چاپی
فضل الصلاة علی النبی (ص) كه به كوشش محمد ناصرالدین البانی در ١٣٨٣ ق/ ١٩٦٣ م در دمشق به چاپ رسیده است.
خطی
احادیث ایوب السختیانی كه ضمن مجموعهای در كتابخانۀ ظاهریه نگهداری میشود (ظاهریه، مجامیع، ٢٦)؛ احادیث مالك بن انس كه به گفتۀ سزگین (GAS, I/ ٤٧٦) نسخهای از آن ضمن مجموعهای در ظاهریه وجود دارد (قس: ظاهریه، مجامیع، ٤٨٩)؛ احكام القرآن كه نسخهای از آن در كتابخانۀ جامع قیروان (تونس) یافت میشود (GAS، همانجا).
مآخذ
ابن ابی حاتم، عبدالرحمن بن محمد، الجرح و التعدیل، حیدرآباد دكن، ١٣٧١ ق/ ١٩٥٢ م؛
همو، تقدمة المعرفة لكتاب الجرح و التعدیل، حیدرآباد دكن، ١٣٧١ ق/ ١٩٥٢ م؛
ابن جوزی، عبدالرحمن بن علی، المنتظم، حیدرآباد دكن، ١٣٥٧ ق؛
ابن حبان، محمد، الثقات، حیدرآباد دكن، ١٤٠٠ ق/ ١٩٨٠ م؛
همو، مشاهیر علماء الامصار، به كوشش م. فلایشهامر، قاهره، ١٣٧٩ ق/ ١٩٥٩ م؛
ابنسعد، محمد، الطبقات الكبری، به كوشش احسان عباس، بیروت، دارصادر؛
ابن صلاح، عثمان بن عبدالرحمن، علوم الحدیث، به كوشش نورالدین عتر، دمشق، ١٤٠٤ ق/ ١٩٨٤ م؛
ابنمعین، یحیی، التاریخ، به كوشش احمد محمد نور سیف، مكة المكرمة، ١٣٩٩ ق/ ١٩٧٩ م؛
همو، معرفة الرجال، به كوشش محمد كامل القصّار، دمشق، ١٤٠٥ ق/ ١٩٨٥ م؛
ابن منجویه، احمد بن علی، رجال صحیح مسلم، به كوشش عبدالله لیثی، بیروت، ١٤٠٧ ق/ ١٩٨٧ م؛
ابن ندیم، الفهرست؛
ابواسحاق شیرازی، ابراهیم بن علی، طبقات الفقهاء، به كوشش احسان عباس، بیروت، ١٤٠١ ق/ ١٩٨١ م؛
ابونعیم اصفهانی، احمد بن عبدالله، حلیة الاولیاء، بیروت، ١٣٨٧ ق/ ١٩٦٧ م؛
احمد بن حنبل، مسند، استانبول، ١٤٠٢ ق/ ١٩٨٢ م؛
بخاری، محمد بن اسماعیل، صحیح، استانبول، ١٤٠١ ق/ ١٩٨١ م؛
ترمذی، محمد بن عیسی، سنن، استانبول، ١٤٠١ ق/ ١٩٨١ م؛
تنوخی، مُحسن بن علی، نشوار المحاضرة، به كوشش، عبودالشالجی، یحمدون، ١٣٩١ ق/ ١٩٧١ م؛
خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، قاهره، ١٣٤٩ ق؛
دارقطنی، علی ابن عمر، سنن، به كوشش ابوالطیب محمد شمس الحق عظیمآبادی، بیروت، ١٤٠٦ ق/ ١٩٨٦ م؛
دارمی، عبدالله بن عبدالرحمن، سنن، استانبول، ١٤٠١ ق/ ١٩٨١ م؛
ذهبی، محمد بن احمد، سیر اعلام النبلاء، به كوشش شعیب ارنؤوط و دیگران، بیروت، ١٤٠٥ ق/ ١٩٨٥ م؛
طبری، تاریخ، به كوشش محمد ابوالفضل ابراهیم، قاهره، ١٩٦٠- ١٩٦٨ م؛
طوسی، محمد بن حسن، رجال، نجف، ١٣٨٠ ق/ ١٩٦١ م؛
ظاهریه، خطی (تاریخ، مجامیع)؛
عجلی، احمد بن عبدالله، تاریخ الثقات، به كوشش عبدالمعطی قلعجی، بیروت، ١٤٠٥ ق/ ١٩٨٤ م؛
قاضی عیاض، ترتیب المدارك، احمد بكیر محمود، بیروت، ١٣٨٧ ق/ ١٩٦٧ م؛
مزی، یوسف، تهذیب الكمال، به كوشش بشار عوّاد معروف، بیروت، ١٤٠٥ ق/ ١٩٨٥ م؛
مسلم بن حجاج قشیری، صحیح، استانبول، ١٤٠١ ق/ ١٩٨١ م؛
وكیع، محمد بن خلف، اخبار القضاة، بیروت، عالم الكتب؛
نیز:
GAS.
علی رفیعی