دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٦١ - ایوانف
ایوانف
نویسنده (ها) :
جواد فیروزی
آخرین بروز رسانی :
سه شنبه ٢٠ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
ایوانُف، ولادیمیر الكسیویچ (١٨٨٦-١٩٧٠م/ ١٢٦٥-١٣٤٩ش)، شرقشناس روسیتبار و یكی از محققان برجستۀ تاریخ و مذهب اسماعیلیه. رشتۀ اصلی مطالعات او، زبانهای ایرانی و به ویژه لهجههای فارسی بود (دفتری، «كتابشناسی ... » ٥٥، «اسماعیلیه ... »، ٢٨).
ایوانف نخستین بار در ١٩١٠م/ ١٢٨٩ش از ایران دیدار كرد و از ١٩١٢ تا ١٩١٤م در این كشور اقامت گزید (همو، «كتابشناسی»، همانجا). در ١٩١٥ م در مقام معاونت كتابداری بخش نسخ خطی شرقی در موزۀ آسیایی پترزبورگ مشغول به كار شد و در همین سمت بارها به آسیای مركزی سفر كرد و هزاران نسخۀ خطی فارسی و عربی برای آن موزه فراهم آورد. در همین موزه نخستین بار به مجموعه ای از متون اسماعیلی كه در ١٩١٤ م توسط زاروبین، متخصص لهجههای تاجیكی، جمعآوری شده بود، دست یافت كه موجب آشنایی او با ادبیات اسماعیلی شد (همو، ٦٦٥).
ایوانف در ١٩١٨ م/ ١٢٩٧ ش روسیه را ترك گفت و دیگر هرگز به سرزمین مادری بازنگشت (همو، «اسماعیلیه»، همانجا). وی پس از ترك روسیه تا ١٩٢٠ م/ ١٢٩٩ ش در خراسان اقامت گزید؛ سپس به تابعیت انگلستان درآمد و به هندوستان رفت. زندگی ٤٠سالۀ او در هند همه به تحقیق و همكاری با اسماعیلیان آن دیار گذشت؛ چنانكه در تأسیس جامعۀ اسماعیلی بمبئی در ١٩٤٦ م/ ١٣٢٥ ش نقش مهمی ایفا كرد و با آن انجمن و شخص آقاخان به همكاری پرداخت و كتابی دربارۀ دژهای الموت نیز نوشت («ولادیمیر ... »، ٤٦٩). در ١٩٢٢ م نخستین اثر مهم اسماعیلی او در آنجا منتشر شد. وی در این اثر كه اسماعیلیتیكا نام داشت، نخستین بار شماری از متون اسماعیلی نزاری را انتشار داد. ایوانف در مسیر مطالعات خود با بسیاری از اسماعیلیان هند و نواحی مجاور، به ویژه بدخشان و جیحون علیا، آشنا شد و از این طریق به بسیاری از متون اسماعیلی دست یافت. در همین دوره، اولین بار فهرست جامعی از متون اصیل شاخههای مختلف فرقۀ اسماعیلیه با عنوان «راهنمای ادبیات اسماعیلی» منتشر كرد (دفتری، ٦٦٦؛ همو، «كتابشناسی»، ٥٦). در ١٩٣٣ م با كمك برخی از دوستان اسماعیلی خود «انجمن تحقیقات اسلامی» بمبئی را تأسیس كرد و ٥ اثر مهم اسماعیلی خود را، بین سالهای ١٩٣٣ تا ١٩٤٢م در مجموعۀ انتشارات آن انجمن به چاپ رساند (همانجا). یكی از وجوه مهم تحقیقات ایوانف آن است كه وی نگرش دانشمندان و محققان پس از خود را دربارۀ این فرقه كه اساساً مبتنی بر منابع مخالفان اسماعیلیه بود، تغییر داد و در مسیری علمی افكند (لویس، ١٨).
ایوانف یك بار در ١٩٢٨ م/ ١٣٠٧ ش و دیگربار در ١٩٣٧ م/ ١٣١٦ ش، از قلعۀ الموت دیدار كرد و در همین سال در ایران آثار مهمی از امامان شاخۀ نزاری فرقۀ اسماعیلیه را در قراء انجدان و كهك از نواحی محلات كشف كرد. وی حدود ٢٠ سال بعد، با حمایت گروه تحقیقاتی اسماعیلیان افریقا (مُمبسا) به تحقیق دربارۀ الموت پرداخت و نتایج این تحقیقات را در كتابی تحت عنوان الموت و لمسر در ١٩٦٠م منتشر كرد كه هنوز جامعترین بررسی باستانشناسانه و مهمترین مأخذ علمی دربارۀ قلاع الموت است. ایوانف در این مطالعات محل تقریبی قلعۀ میمون دژ را كه مقر ركنالدین خورشاه آخرین خداوند الموت بود و به دست هولاكو سقوط كرد، نشان داد (دفتری، ٦٦٦-٦٦٧).
تحقیقات اسماعیلی ایوانف تقریباً تمام دورههای اصلی تاریخ و سیر تحول عقاید اسماعیلیان، به ویژه شاخۀ نزاریه را در بر میگیرد. وی شماری متون كهن نزاری را كه همگی به زبان فارسی است، تصحیح، ترجمه و منتشر كرد و به این سبب، او را بنیانگذار بیرقیب مطالعات جدید نزاری دانستهاند (همانجا).
آثار منتشر شدۀ ایوانف به زبانهای فارسی، عربی، روسی، انگلیسی و فرانسه به ١٤٥ اثر میرسد (همو، ٦٦٨). ایوانف در ١٩٥٩ م/ ١٣٣٨ ش به علت نامساعد بودن آب و هوای هندوستان به تهران آمد و ١١ سال آخر عمر را در این شهر گذراند و همانجا درگذشت (برای آثار او، نك : همو، ٦٦٨-٦٧٤، نیز «كتابشناسی»، ٥٥ ff.).
مآخذ
دفتری، فرهاد، «ولادیمیر ایوانف، استادی در اسماعیلیهشناسی»، آینده، تهران، ١٣٦٢ ش، س ٩، شم ٨ و ٩؛
لویس، برنارد، تاریخ اسماعیلیان، ترجمۀ فریدون بدره ای، تهران، ١٣٦٢ ش؛
«ولادیمیر ایوانف»، راهنمای كتاب، تهران، ١٣٤٩، س ١٣، شم ٥-٧؛
نیز:
Daftary, F., «Bibliography of the Publications of the Late W.Ivanow», Islamic Culture, Hyderabad, ١٩٧١, vol. XLV, no. ١;
id, The Ismāʿīlīs: Their History and Doctrines, Cambridge, ١٩٩٥.
جواد فیروزی