دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٣١٣ - خطاب بن حسن
خطاب بن حسن
نویسنده (ها) :
عبدالحمید مرادی
آخرین بروز رسانی :
یکشنبه ٢٢ دی ١٣٩٨
تاریخچه مقاله
خَطّابِ بْنِ حَسَن، ابوعمرو بن ابیحفاظ حَجوری (د صفر ٥٣٣ / اکتبر ١١٣٨ م)، نویسنده، شاعر و داعی مشهور شاخۀ مستعلوی ـ طیبی فرقۀ اسماعیلیه. خطاب نقش مهمی در پیروزی دعوت طیبی یمن در سالهای نخست شکلگیری آن ایفا کرد. وی به خاندانی از رؤسای حجور از قبیلۀ هَمْدان تعلق داشت (ادریس، عیون ... ، ٢٩٦؛ شامی، ٣٨٩؛ پوناوالا، «کتابشناسی ... »، ١٣٣؛ دفتری، «اسماعیلیه ... »، ٢٨٦). از شواهد چنین برمیآید که پدرش حکمران منطقۀ جُریب در حجور بـوده است (نک :شیبانی، ٢٤٨؛ شامی، ٣٩٠). منابع دربارۀ مذهب پدرش سکوت کردهاند، اما از نبرد او با امام زیدی، ابوطالب صغیر یحیی بن احمد بن حسین بن مؤید باللٰه (نک : واسعی، ٢٨- ٢٩)، و ارسال غنایم حاصل از این نبرد به خلیفۀ فاطمی چنین پیدا ست که وی تمایل به صلیحیان یمن و فاطمیان مصر داشته است (حسین، ٣٣-٣٤؛ شماحی، ١١٨).
منابع تاریخی آگاهی اندکی از زندگی خطاب به دست میدهند، ولی از اشعار او میتوان به برخی از رویدادهای زندگیاش پی برد. نام اصلی او دانسته نیست و ظاهراً «خطاب» لقبی بوده که بعدها بدان مشهور شد (حسین، ٣٤). خطاب به دست داعی ذؤیب بن موسى وادعی به دعوت فاطمی پیوست و علوم دعوت را با تمام فروعش از او فراگرفت (همو، ٤٢؛ پوناوالا، همانجا). زندگی خطاب معاصر با دو دولت صلیحیه هواخواه فاطمیان مصر، و دولت نجاحیه متمایل به عباسیان بود و یمن در این زمان، بهسبب منازعات بیحاصل این دو دولت، وضع نابسامانی داشت (شامی، ٣٨٩؛ حسین، ٢٣).
خطاب بعد از وفات پدرش، در پی منازعه بر سر قدرت، برادر خود احمد را کشت و سلیمان، برادر دیگر را که رقیب اصلی او در حکومت بود، از جریب راند و پس از چندین سال درگیری، او را نیز کشت (یمنی، ٢٥١-٢٥٢؛ ادریس، همان، ٢٩٧- ٢٩٨؛ عمادالدین، ٢٠٧؛ ابنقاسم، ٢٨١؛ واسعی، ١٧٦؛ شامی، همانجا). دشمنی برادران خطاب با او افزون بر انگیزۀ شخصی و سیاسی، انگیزۀ مذهبی نیز داشت (نک : ادریس، همان، ٣٠١). خطاب در ٥١٤ ق / ١١٢٠ م سلطان جریب شد و با حمایت حاکم صلیحیون، ملکه سیده حرة (ح ٤٧٧ -٥٣٢ ق)، دعوت مستعلوی را در آنجا اعلام کرد و به اسم امام آمر فاطمی ــ بیستمین امام اسماعیلیان مستعلوی ــ خطبه خواند و به نام او سکه زد (همان، ٣٠١-٣٠٢).
آمر در ٥٢٤ ق / ١١٣٠ م کشته شد و به دنبال ناپدیدشدن ابوالقاسم طیب بن آمر و ادعای امامت از جانب عبدالمجید حافظ، نایب حکومت مصر، ملکه سیده در حمایت از امامت امام مستور ــ طیب بن آمر ــ دعوت طیبی را در یمن بنیانگذارد. وی ذؤیب را بهعنوان داعی مطلق دعوت طیبی منصوب کرد؛ او نیز خطاب را به عنوان دستیار و مأذون خویش برگزید. این ٣ تن نخستین رهبران طیبی یمن در «دور ستر» بودند و دعوت طیبی را استحکام بخشیدند (ادریس، عیون، ٣٠١، زهر ... ، ٢٦٥؛ دفتری، «تاریخ ... »١، ١١٣، «اسماعیلیه»، ٢٨٤؛ همدانی، ٢٦٩؛ سید، ١٨٥- ١٨٦).
خطاب جنگجوی دلاوری بود و در حمایت از صلیحیون، نبردهایی با نجاحیان و زیدیان داشته است (دفتری، همان، ٢٨٦؛ شماحی، ١١٨). وی سرانجام به دست فرزندان برادرش، سلیمان، که خود آنان را پرورش داده بود، به قتل رسید (همدانی، ٢٠٣؛ شامی، شماحی، دفتری، همانجاها). ابراهیم بن حسین حامدی از شاگردان او بود و بعدها به عنوان دومین داعی مطلق طیبی منصوب شد (حسین، ٧٠).
خطاب در آثار خود برای دفاع از امامت طیب، در جستوجوی اقامۀ دلیلی بر درستی این عقیده است که در صورت نابالغ و کودکبودن امام منصوص، یک جانشین یا ولی میتواند موقتاً وظیفۀ امامت را برعهده بگیرد. به این منظور، در مورد توالی امامان مستور، روایتی متفاوت از روایت رسمی فاطمیان ارائه میکند (دفتری، همان، ١١٥-١١٩). نیز با بیان اینکه زنان نیز میتوانند به مرتبۀ حجتی نائل آیند، سعی در اثبات چنین مرتبه برای ملکه سیده دارد (همان، ٢٨٦؛ ایوانف، «ادبیات ... »، ٥٢؛ استرن، ٢٢٧).
خطاب در شاعری نیز توانا بود و بخش عظیمی از اشعارش را به موضوعات عقیدتی دعوت فاطمی خود اختصاص داده است و بیشتر قصاید او در علم حقایق و توحید و نفس و مدح ائمه بنابر مذهب فاطمی است (حسین، ٨٧؛ همدانی، ١٩٥؛ شامی، ٣٩٧-٤٠١؛ شماحی، ٣٦١).
آثـار
١. منیرة البصائر، که مهمترین اثر او ست و پس از ٥٢٤ ق / ١١٣٠ م نگارش یافته است. این اثر شامل مباحثی در تعالیم عقیدتی فاطمی به زبان فلسفی است و در آن به مباحثی در توحید، امامت، نطق و ناطق، معاد، کیفیت ثواب و عقاب، عدل، نفس و ابداع آن و سقوط آن از عالم علوی به عالم سفلی، و صعود دوبارۀ آن به عالم روحانی پرداخته است (دربارۀ کتاب و نسخ خطی آن، نک : مجدوع، ١٩٨؛ پوناوالا، «کتابشناسی»، ١٣٥؛ ایوانف، «راهنما ... »، ٥١؛ گاسک، I / ٧٩؛ حسین، ٧٥).
٢. غایة الموالید. بخشی از این کتاب در سخن از حجتهایی است که در جزایر دوازدهگانه (تقسیمبندی جهان از نظر طیبیها) منصوب شدهاند و بخشی نیز در اثبات امامت طیب میباشد؛ بخشی هم به مباحثی در زمینۀ ٥ حد عالم روحانی و تطبیق آن با ٥ حد عالم جسمانی و حدود پنجگانۀ دعوت اختصاص دارد (پوناوالا، همان، ١٣٥-١٣٦؛ ایوانف، همانجا، «ادبیات»، ٥١-٥٢، «سنت ... »، ٢٠-٢٣؛ گوریاوالا، ٦٨؛ گاسک، I / ٢١؛ حسین، ٧٨).
٣. رسالة النفس. این اثر در موضوع نفس و ظهور آن در مراتب مختلف به صورتهای نفس نامیه، حسیه، ناطقه، نیز نفوس انبیا، ائمه و تابعین است (پوناوالا، همان، ١٣٥؛ ایوانف، «راهنما»، همانجا، «ادبیات»، ٥١؛ گوریاوالا، ٦٩-٧٠؛ گاسک، I / ١٠٧؛ آقابزرگ، ٢٤ / ٢٥٩؛ حسین، ٧٦- ٧٨).
٤. رسالة فی بیان اعجاز القرآن و انّ الاعمال الشرعیة نعمة بالحقیقة لا تکالیف مستثقلة و لا مشاقّ مستحملة. این رساله در ادبیات اسماعیلی، نخستین تکنگاری است که به اعجاز قرآن کریم اختصاص دارد (پوناوالا، «سلطان ... »، ٨٧؛ مجدوع، ١٣٢؛ ایوانف، «راهنما»، همانجا). خطاب این رساله را در رد رسالۀ مجهول البرهان الانوار فی اعجاز سورة الکوثر نگاشته است. ایوانف به نادرست، رسالۀ اخیر را نیز به خطاب نسبت میدهد (نک : «ادبیات»، همانجا؛ پوناوالا، «کتابشناسی»، همانجا). خطاب در این رساله سعی در اثبات آن دارد که قرآن کریم تنها از حیث لفظ و اسلوبِ بیان معجزه نیست، بلکه از حیث معنی هم معجزه محسوب میشود، چه در غیر اینصورت، برای عجم معجزه نخواهد بود (پوناوالا، «سلطان»، همانجا، نیز «رساله ... »، ٣٨١-٣٨٢؛ شامی، ٤١٩). پوناوالا متن این اثر را در مجلۀ آرابیکا به چاپ رسانده است (نک : «سلطان»، ٩٢ ff.).
٥. رسالة النعیم، آخرین تألیف خطاب است که بهسبب مرگ ناتمام مانده است. این اثر شامل مباحثی در ماده و ماهیت ذاتی آن و نیز کیفیت سریان آن به نفس در مراتب مختلفش میباشد (مجدوع، ٢٠٤؛ پوناوالا، «کتابشناسی»، ١٣٦؛ ایوانف، «راهنما»، «ادبیات»، همانجاها؛ آقابزرگ، ٢٤ / ٢٣٥).
٦. غایة اللطائف و الکثائف، که در پاسخ به سؤالی دربارۀ ناسوت امام و برای محمد بن طاهر نگارش یافته، به ذؤیب بن موسى هم نسبت داده شده است (نک : ایوانف، همان، ٩٧؛ پوناوالا، همانجا؛ گاسک، I / ٢٠؛ قس: گوریاوالا، ٦٧).
٧. قصیدة المیمیة، که در مدح امام علی (ع) است (ایوانف، «راهنما»، همانجا، «ادبیات»، ٥١).
٨. خطب سیدنا الخطاب (پوناوالا، همان، ١٣٧).
٩. فصل من کلام سیدنا الخطاب بن الحسن فی المعاد (همانجا؛ گاسک، I / ١٩).
١٠. دیوان، که توسط اسماعیل قربان حسین در مصر براساس دو اثر برجایمانده از خطاب به چاپ رسیده است. اشعار وی از آن روی که حاکی از برخی وقایع زندگی او ست، ارزش تاریخی دارد (مجدوع، ٤١؛ پوناوالا، همان، ١٣٤؛ ایوانف، همانجاها؛ گوریاوالا، ٦٦-٦٧).
مآخذ
آقابزرگ، الذریعة؛
ابنقاسم، یحیى، غایة الامانی، به کوشش سعید عبدالفتاح عاشور و محمد مصطفى زیاده، قاهره، ١٣٨٨ ق / ١٩٦٨ م؛
ادریس بن حسن، زهر المعانی، به کوشش مصطفى غالب، بیروت، ١٤١١ ق / ١٩٩١ م؛
همو، عیون الاخبار و فنون الآثار، به کوشش ایمن فؤاد سید، لندن، معهد الدراسات الاسماعیلیة؛
حسین، اسماعیل قربان، السلطان الخطاب، قاهره، ١٩٦٧ م؛
سید، ایمن فؤاد، تاریخ المذاهب الدینیة فی بلاد الیمن، قاهره، ١٤٠٨ ق / ١٩٨٨ م؛
شامی، احمد، تاریخ الیمن الفکری فی العصر العباسی، بیروت، ١٤٠٧ ق / ١٩٨٧ م؛
شماحی، عبدالله، الیمن، الانسان و الحضارة، مدینه، ١٤٠٦ ق / ١٩٨٥ م؛
شیبانی، عبدالرحمان، قرة العیون باخبار الیمن المیمون، به کوشش محمد بن علی اکوع حوالی، صنعا، ١٤٠٩ ق / ١٩٨٨ م؛
عمادالدین کاتب، محمد، خریدة القصر، قسم شعرای شام، به کوشش شکری فیصل، دمشق، ١٣٨٣ ق / ١٩٦٤ م؛
مجدوع، اسماعیل، فهرسة الکتب و الرسائل، به کوشش علینقی منزوی، تهران، ١٣٤٤ ش؛
واسعی، عبدالواسع، تاریخ الیمن، قاهره، ١٣٤٦ ق؛
همدانی، حسین، الصلیحیون و الحرکة الفاطمیة فی الیمن، به کوشش حسن سلیمان محمود جهنی، قاهره، ١٩٥٥ م؛
یمنی، عماره، تاریخ الیمن، به کوشش محمد بن علی اکوع حوالی، صنعا، ١٣٩٦ ق / ١٩٧٦ م؛
نیز:
Daftary, F., The Ismāʿīlīs: Their History and Doctrines, Cambridge, ١٩٩٥;
id, A Short History of the Ismailis, Edinburgh, ١٩٩٨;
Gacek, A., Catalogue of Arabic Manuscripts in the Library of the Institute of Ismaili Studies, London, ١٩٨٩;
Goriawala, M., A Descriptive Catalogue of the Fyzee Collection of Ismaili Manuscripts, Bombay, ١٩٦٥;
Ivanow, W., A Guide to Ismaili Literature, London, ١٩٣٣;
id, Ismaili Literature, Tehran, ١٩٦٣;
id, Ismaili Tradition Concerning the Rise of the Fatimids, London, ١٩٩٢;
Poonawala, I. K., Biobibliography of Ismāʿīlī Literature, ed. T. Joseph, California, ١٩٧٧;
id, «An Ismāʿīlī Treatise on the Iʿjāz al - Qurʾān», Journal of the American Oriental Society, ١٩٨٨, vol. CVIII, no.١;
id, «Al -Sulṭān al - Ḫaṭṭābʾs Treatise on the Iʿğāz al - Qurʾān», Arabica, Leiden, ١٩٩٢, vol. XLI;
Stern, S. M., «The Succession to the Fatimid Imam al-Āmir ... », Oriens, ١٩٥١, vol. IV.
عبدالحمید مرادی