دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٣١ - ابن خلاد بصری
ابن خلاد بصری
نویسنده (ها) :
سید جعفر سجادی
آخرین بروز رسانی :
یکشنبه ٢٨ اردیبهشت ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اِبْنِ خَلاّدِ بَصْری، ابوعلی محمد، متكلم معتزلی مذهب سدۀ ٤ ق/ ١٠ م. از وی آگاهی بسيار اندكی در دست است. كهنترين مأخذ دربارۀ ابن خلاّد، الفهرست ابن نديم (ص ٢٢٢) است كه از استاد او ابوهاشم جبّايی (د ٣٢١ ق/ ٩٣٣ م) كه ابن خلاّد در عسكر و سپس در بغداد (ابن مرتضی، ذكر المعتزلة، ٦٢) نزد او به تحصيل كلام پرداخت، ياد كرده است و از همين رو قاضی عبدالجبار معتزلی (ص ١٦٤) او را با سه واسطه: ابوهاشم جبايی، ابوعلی جبايی و ابويعقوب شمام، از اصحاب ابوهذيل دانسته است. ابن خلاد در آغاز، شاگردی كند ذهن به نظر میرسيد و گاه میشد كه بر رنج تحصيل میگريست، اما كوشيد و سرانجام برجستهترين شاگرد ابوهاشم شد (ابن مرتضی، طبقات المعتزلة، ١٠٥). او كه از زندگی در بغداد گريزان بود (قاضی، ٣٢٤)، در اواخر عمر به بصره كوچيد و همانجا ساكن شد. وی در ادب نيز دستی قوی داشت (همانجا). دربارۀ آثار ابن خلاد ميان نويسندگانی كه از او ياد كردهاند، اختلاف است. بعضی از متقدمان چون ابن مرتضی ( ذكر المعتزلة، ٦٢) و قاضی عبدالجبار (ص ٣٢٤) او را دارای دو اثر به نامهای الاصول و الشرح دانستهاند و قاضی آثار ديگری را نيز به او نسبت داده، بیآنكه نامهای آنها را برشمارد، ولی برخی از نويسندگان معاصر از اين دو كتاب به مثابه يك اثر به نام شرح الاصول ياد كردهاند (وُرهووه، ٤٠٧ ؛ عثمان، ٢٠، ٢٨). نسخهای از اين كتاب با شرح و زيادات ابوطالبيحيی بن حسين معروف به الناطق بالحق زيدی در دست است (سزگين، ١(٤)/ ٨٠؛ GAL,S,I/ ٣٤٥ ؛ قس: بدوی، ١/ ٣٣٧؛ كهاو نيز دو كتاب اصول و شرح را از ابنخلاد دانسته است).
ابنخلاد در اواخر عمر، هنگامیكه كتاب الشرح را به پايان میبرد، به بصره رفت و در آنجا در ردّ مذهب «ارجاء» ابوالطيب محمد بن ابراهيم معروف به خالدی، متكلمِ مرجئی بصره، رسالهای در وعيد نوشت (قاضی، ٣٢٤؛ ابنمرتضی، ذكر المعتزلة، ٦٢). بعيد نمینمايد كه كتاب شرح الاصول الخمسۀ قاضی عبدالجبار همان كتاب الاصول بوده كه قاضی آن را به اتمام رسانيده است (عثمان، همانجا)، اگر چه تا حدود ١٠٠ سال پس از مرگ ابنخلاد، خود كتاب الاصول او كه ابوالحسن كرخی (د ٣٤٠ ق/ ٩٥١ م) را به شگفتی واداشته بود، مشهور و متداول بوده است (قاضی، ٣١٩).
از شاگردان معروف ابنخلاد، میتوان از ابوعبدالله حسين بن علی بصری و ابراهيم بن عياش بصری نام برد (همو، ٣٢٥؛ ابنمرتضی، ذكر المعتزلة، ٦٣، ٦٤) كه هر دو شاگرد ابوهاشم نيز بودهاند. ابراهيم سپس خود استاد قاضی عبدالجبار شد و از اينرو، اگر هم شرح الاصول الخمسۀ قاضی، در اصل از ابنخلاد نباشد، قهراً برخی از عقايد ابنخلاد بهواسطۀ همين ابراهيم در آن راه يافته است، چنانكه شايد بتوان ابنخلاد را در اصول عقايد، واسطۀ ميان ابوهاشم و قاضی عبدالجبار دانست.
مآخذ
ابنمرتضی، احمد بن یحیی، طبقاتالمعتزلة، بهكوشش ديوالد ويلتسر، بيروت، ١٣٨٠ ق/ ١٩٦١ م؛
همو، ذكر المعتزلة، بهكوشش توما آرنولد، حيدرآباد دكن، ١٣١٦ ق؛
ابننديم، الفهرست؛
بدوی، عبدالرحمن، مذاهب الاسلاميين، بيروت، ١٩٧١ م؛
سزگين، فؤاد، تاريخ التراث العربی، ترجمۀ محمود فهمی حجازی، رياض، ١٤٠٣ ق/ ١٩٨٣ م؛
عثمان، عبدالكريم، مقدمه بر شرح الاصول الخمسۀ قاضی، عبدالجبار بن احمد، قاهره، ١٣٨٤ ق/ ١٩٦٢ م؛
قاضی عبدالجبار بن احمد، فضلالاعتزال، بهكوشش فؤاد سيد، تونس، ١٩٧٤ م؛
نيز:
GAL, S;
Voorhoeve, P., Handlist of Arabic Manuscripts..., Leiden, ١٩٥٧.
سيدجعفر سجادی