دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٢٥٢ - ادریس بن حسن
ادریس بن حسن
نویسنده (ها) :
مسعود حبیبی مظاهری
آخرین بروز رسانی :
دوشنبه ١٩ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اِدْریسِ بْنِ حَسَن، عمادالدین (٧٩٤-٨٧٢ق/ ١٣٩٢-١٤٦٨م)، نوزدهمین داعی مطلق و پیشوای شاخۀ مستعلوی اسماعیلیه در یمن و از برجستهترین متفكران و نویسندگان اسماعیلی مذهب. دربارۀ ادریس همچون دیگر امامان مستعلوی یمن آگاهی چندانی در دست نیست و او تقریباً شهرت خویش را مدیون آثاری است كه از خود بر جای گذاشته است.
ادریس در قلعۀ شِبام واقع بر یكی از قلههای بلند كوهستان حراز در یمن كه یكی از دژهای مستحكم اسماعیلیان بود، به دنیا آمد (پونا والا، ١٦٩؛ همدانی، «خلاصه...»، ٢١٠). نسب او به قریش میرسید و از خانوادۀ ولید بن عتبه بود كه از اوایل سدۀ ٧ق حدود ٣٠٠ سال، ریاست دعوت مستعلوی ـ طیبی را در یمن بر عهده داشتند (دفتری، ٢٥٨ ؛S, EI٢) نیای ادریس، علی بن محمد بن احمد، معروف به «والد الجمیع» نخستین حكمران قریشی نژاد، پس از انقراض صلیحیها و همدانیها در آن منطقه از یمن بود كه در قلمرو دعوت اسماعیلی قرار داشت (همدانی، همانجا).
ادریس پس از عمویش علی بن عبدالله از ٨٣٢ق/ ١٤٢٨م پیشوایی اسماعیلیان را برعهده گرفت و عنوان داعی مطلق یافت (پونا والا، همانجا؛ دفتری، ٢٩٠). او نه تنها نویسنده و متفكر، بلكه مرد جنگ و سیاست نیز بود گفتهاند كه او به حملاتی بر ضد زیدیان صعده دست زد و توانست چند دژ از دست رفتۀ اسماعیلی را باز پس گیرد. ادریس كه سیاست سلف خود را دنبال میكرد، با بنی رسول در زبید متحد شد و به جنگ و دشمنی با زیدیان صنعا و دیگر نقاط یمن پرداخت. پس از بنیرسول هم از حمایت و دوستی برادران طاهری، علی و عامر كه پس از بنیرسول بر یمن سفلی مسلط شدند و حدود سال ٨٥٨ق/ ١٤٥٤م عدن و زبید را تصرف كردند، برخوردار بود (همانجا).
ادریس به گسترش دعوت اسماعیلی در هند توجه خاصی نشان داد و زمینه را برای انتقال تدریجی مركز دعوت مستعلوی - طیبی از یمن به هند آماده كرد. در دوران پیشوایی نسبتاً طولانی ادریس، تلاشهای او به عنوان داعی مطلق، وی را در موفقیت دعوت طیبی در ناحیۀ گجرات سهیم گردانید (پوناوالا، همانجا؛ ایوانف، «ادبیات...»، ٧٧-٧٨؛ دفتری، ٢٩٠-٢٩١).
شاید بتوان گفت آنچه توجه ادریس را به هند جلب كرد حوادثی بود كه در زمان عموی او علی بن عبدالله، هجدهمین داعی مطلق، روی داد. زیرا در این زمان به سبب تك رویهای شخصی به نام جعفر و نیز به رهبری او، گروه كثیری از پیروان آنان، از جماعت بُهره (یا بحره، شاخهای از مستعلویه) در گجرات جدا شدند و به اهل تسنن پیوستند (برای آگاهی از تفصیل این وقایع، نك : میسرا، ٢١-٢٣ ).
برخی آثار ادریس كه واكنشی در برابر تحولات جامعۀ اسماعیلیان هند در این دوره بهشمار میرود، از وجود گرایشهای غیر اسماعیلی و بروز انشعاب در جامعۀ بهره خبر میدهد (نك : ایوانف، همان،٨٢). پونا والا به معرفی آثاری از ادریس دربارۀ روزه و ماه رمضان پرداخته، متذكر میشود كه ادریس زمانی به تألیف این آثار دست یازید كه جمعی از اسماعیلیان هند، بر خلاف سنت فقهی عموم اسماعیلیان به جای محاسبه و تقویم، رؤیت هلال را در تعیین ایام ماه صیام حجت دانستند(ص ١٧٤).
ادریس را باید آخرین نمایندۀ برجستۀ دعوت اسماعیلی در یمن به شمار آورد، زیرا پس از مرگ او سازمان دعوت اسماعیلیه، دیگر نقش مؤثری در زندگی مردم این سرزمین نداشت (همدانی، «خلاصه»، ٢١١). وی در شبام درگذشت و تنی چند از پسران و نوادگانش، به ترتیب، به جانشینی او منصوب شدند (دفتری، همانجا).
آثار
ادریس را بزرگترین تاریخ نویس اسماعیلی دانستهاند كه توانست تاریخ دعوت را از آغاز تا زمان خود تدوین كند. ٣ اثر بزرگ تاریخی او از مهمترین منابع تاریخ اسماعیلیان از سدۀ ٥ تا ٩ ق به شمار میروند (EI٢, S؛ همدانی، «تاریخ...»، ١٣٦). اما نباید از او فقط به عنوان یك مورخ یادكرد. اثر برجستۀ او در مابعدالطبیعه و علم باطن، یعنی زهر المعانی چكیدهای از آراء و نظریات اسماعیلی در سدههای متأخر را ارائه داده است. ادریس اگر چه در زمینۀ فقه اثری خاص پدید نیاورد، اما در لابهلای آثارش توانایی خود را برای پاسخگویی به مسائل فقهی آشكار ساخت (همدانی، «تاریخ»، «خلاصه»، همانجاها).
از ادریس آثار متعددی در تاریخ و عقاید، شناخته شده كه تقریباً همۀ آنها تا به امروز در كتابخانههای اسماعیلیان در هند و یمن حفظ شده، و بیشتر آنها هنوز به چاپ نرسیده است.
الف ـ چاپی
عیون الاخبار و فنون الآثار، جامعترین اثر در تاریخ امامان اسماعیلیه و سلسلۀ خلفای فاطمی و همچنین حاوی اطلاعات ارزشمندی دربارۀ شروع دعوت اسماعیلی در یمن و نیز دربارۀ صلیحیون است (EI٢, S).اهمیت عدد ٧ نزد اسماعیلیان، نویسنده را بر آن داشته تا كتاب را به ٧ بخش تقسیم كند: جلد اول در سیرۀ پیامبر (ص) و جلدهای دوم و سوم دربارۀ زندگانی علی بن ابیطالب(ع) و جنگهای آن حضرت است. در جلد چهارم به ذكر ائمه پس از حضرت علی (ع) پرداخته، و از امام حسن مجتبى (ع) آغاز، و به حسین بن احمد، آخرین امام اسماعیلی در دورۀ ستر، خاتمه داده است. جلدهای پنجم و ششم تاریخ خلافت فاطمیان از زمان فعالیتهای ابوعبدالله شیعی و خلافت عبیدالله مهدی تا نخستین سالهای خلافت مستنصر را در بر میگیرد و سرانجام جلد هفتم حاوی تاریخ فاطمیان تا الآمر باحكام الله و سپس دعوت مستعلوی در یمن و نیز اطلاعات مفیدی دربارۀ قیام علی بن محمد صلیحی و جنبش صلیحیون در یمن است (مجدوع، ٧٣-٧٧؛ پونا والا، ١٧٠-١٧١ ).
ادریس نسبت به دورهای كه تاریخ آن را نوشته، متأخر بوده و به همین سبب مستقیم یا غیر مستقیم بر منابع متقدم عصر فاطمی تكیه كرده است. او بیشتر منابع خود را معرفی كرده، و بسیاری از آنها كتب و رسالاتی است كه امروزه در دسترس است. از آنجمله میتوان به كتابهای قاضی نعمان همچون افتتاح الدعوه، المجالس و المسایرات و نیز رسالهها و كتب معروفی مانند سیرةالاستاذ جوذر، سیرة جعفر الحاجب و استتار الامام اشاره كرد (نك : ادریس، تاریخ...، ١٤٧، ١٦١، ٢٥١-٢٥٣، ٥٦٤، ٥٦٦، ٥٦٨). نقل از منابعی كه اكنون مفقود است، همچون برخی تواریخ مغربی كه به ابن رقیق، ابن جزار و ابن شداد صنهاجی منسوب است، بر ارزش كار ادریس میافزاید (یعلاوی، ١٥؛ نیز نك : ادریس، همان، جم ). او حتى از منابعی نقل میكند كه نه فقط امروزه در دسترس نیست، بلكه شناخته شده هم نیست، همچون السیرة الكتامیه از حیدرة بن محمد بن ابراهیم كتامی، كنز الاخیار فی السیر و الاخبار از ادریس بن علی حسنی، سیرة جوهر از حسن بن زولاق و تاریخ ابوبكر جهور بن علی بن جهور همدانی (یعلاوی، ١٥؛ پونا والا، ١٧١؛ نیز نك : ادریس، همان، ٢١٠-٢١١، ٢٤٨، ٥٦٨، ٦٦٦، ٧٢٦، ٧٢٧).
از ویژگیهای مهم این كتاب آن است كه نویسنده تاریخ و افسانه را درهم آمیخته، و میان واقعیت تاریخی با آنچه صرفاً از یك باور فرقهای ناشی میشود، فرق نگذاشته است و از این جهت، كتاب او از خطاهای فاحش تاریخی خالی نیست (حسین، ١٨- ١٩؛ همدانی، ٥). از دیدگاه برخی محققان، ادریس تصوری صحیح و كافی از تاریخ واقعی اسماعیلیه نداشته، و همین امر سبب شده كه بسیاری از روایتهای ضداسماعیلی در كتاب او راه یابند (ایوانف، «ادبیات»،٧٧-٧٨). از طرفی میتوان گفت كه فقط در مواردی كه هیچ منبع تاریخی دیگری در دسترس نباشد، گزارشهای آن اهمیت مییابد. هر چند كه همین فقدان منابع، ما را دربارۀ ارزش این گزارشها و اعتماد به آنها به تردید میافكند. این امر در آن بخش از عیون الاخبار كه به معرفی امامان دورۀ ستر میپردازد، بیش از همه جلب نظر میكند (نك : ادریس، عیون...، ٤/ ٣٥١- ٤٠٤؛ نیز نك : غالب، ٤/ ٩ -١٣).
جلدهای چهارم و پنجم و ششم این اثر را مصطفی غالب در بیروت (١٩٧٣- ١٩٧٨م) به چاپ رسانید و محمد یعلاوی در ١٩٨٥م جلدهای پنجم و ششم را یكجا با عنوان تاریخ الخلفاء الفاطمیین بالمغرب منتشر كرد. نسخههای خطی متعددی از متن كامل عیون الاخبار در آصفیه و همچنین در دانشگاه دهلی موجود است (نك : پونا والا، ١٧٢ ).
ب - خطی
١. نزهة الافكار و روضة الاخبار، در ٢ جلد، گزارشی است از تاریخ سیاسی یمن پس از انقراض صلیحیون تا ٨٥٣ق/ ١٤٤٩م كه از منابع مهم ٣٠٠ سال تاریخ دعوت اسماعیلی در یمن محسوب میشود. ادریس برخی از منابع خود را در كتاب ذكر كرده، و افزون بر آن از روایات شفاهی و مكاتبات رسمی نیز بهره جسته است، اما از آثار داعیان اسماعیلی به ندرت ذكری به میان آورده، و كمتر به آنها ارجاع داده است. گزارشهای سودمندی هم دربارۀ روابط جامعۀ مستعلوی یمن و هند در كتاب یافت میشود. پرداختن مؤلف به بیان انساب خیالی برای اشخاص و یا ذكر اشعار ستایشآمیز، از غنای اطلاعات تاریخی كتاب كاسته است. نسخههای متعددی از این كتاب در دست است (پونا والا، همانجا؛ ایوانف، همان، ٨٠-٧٩ ؛ ششن، ٢/ ٢٤٧- ٢٤٨).
٢. روضة الاخبار و بهجۀ الاسمار، در تاریخ یمن كه ادامۀ نزهة الافكار بوده، و به بیان وقایع میان سالهای ٨٥٣ - ٨٧٠ق پرداخته است (پونا والا، ١٧٣ ؛ لندبرگ، ٧٨ ).
٣. زهر المعانی. این كتاب كه جامعترین اثر از نوع خود در ادبیات اسماعیلی یمن به شمار میرود، حاوی چكیدهای از فلسفه و كلام اسماعیلیه است. مجدوع فهرست مفصلی از محتویات آن را در اثر خود آورده است (ص ٢٧٥-٢٧٧؛ نیز نك : ایوانف، همان، ٨١). موضوعات این كتاب را میتوان به ٤ بخش اصلی تقسیم كرد: كلام و الٰهیات، جهانشناسی، انسانشناسی و معادشناسی. ادریس كه به آثاری همچون رسائل اخوان الصفا و كتابهای ابوحاتم رازی، ابویعقوب سجستانی، حمیدالدین كرمانی و كتب داعیان یمنی همچون ابراهیم بن حسین حامدی و علی بن محمد الولید دسترس داشته، خلاصهای از آراء و اندیشههای اسماعیلی را در موضوعات یاد شده یكجا گرد آورده است (همدانی، «خلاصه»، ٢١١-٢١١٢). این كتاب مضامین تاریخی را نیز در بردارد (نك : ص ٤٧-٥٠). نسخههایی از زهرالمعانی در كتابخانۀ انستیتو پژوهشهای اسماعیلی در بمبئی و همچنین در مجموعۀ نسخ خطی كتابخانۀ فیضی در هند یافت میشود (گوریاوالا، ١٠٩-١١٠؛ گاسك، I/ ١٤٢ نیز نك : پوناوالا، همانجا). قسمتهایی از بخش هفدهم كتاب را ایوانف در كتاب «ظهور فاطمیان» به چاپ رسانیده است. حسین همدانی خلاصهای از آن را به زبان انگلیسی در كتاب «نظریات و تاریخ» (نك : دفتری، ٦٦٥) آورده، و نیز در مقالۀ «خلاصهای از فلسفۀ باطنی اسماعیلیه» (نك : ص ٢١٠-٢٢٠) دربارۀ آن بحث كرده است.
٤ و ٥. رسالة ایضاح الاعلام و رسالۀ مدحضة البهتان. این دو رساله دربارۀ ماه رمضان و محاسبه و تعیین ایام آن است.
٦ . رسالة عاصمة نفوس المهتدین و قاصمة ظهور المعتدین.
٧. رسالة موضحة التلبیس و داحضة التدلیس، در رد زندیقی به نام جمل.
٨. رسالة فی الرد علی عالم من علماء الزیدیة.
٩. هدایة الطالبین ... فی جواب المارقین من اهل الهند.
١٠. دیوان.
١١. رسالۀ ضیاء الابصار و جلاء الافكار.
١٢. رسالة البیان لما وجب من معرفة الصلاة فی نصف شهر رجب.
١٣. ضیاء البصائر و زبدة السرائر (نك : پوناوالا، ١٧٥ -١٧٣ ؛ مجدوع، جم ؛ ایوانف، «ادبیات»، ٨٢ -٨١ ؛ گوریاوالا، ١٠٩ -١٠٦ ؛ گاسك، I/ ٧, ١٥, ١٦, ٢٩).
١٤. فی هلال الصوم.
١٥. تأویل امثال القرآن (كراوس، ٤٨٩).
مآخذ
ادریس بن حسن، تاریخ الخلفاء الفاطمیین بالمغرب، به كوشش محمد یعلاوی، بیروت، ١٩٨٥م؛
همو، زهرالمعانی (نك : مل ، ایوانف، «ظهور فاطمیان»)؛
همو، عیون الاخبار و فنون الآثار، به كوشش مصطفی غالب، بیروت، ١٤٠٦ق/ ١٩٨٦م؛
حسین، محمد كامل، طائفة الاسماعیلیة، قاهره، ١٩٥٩م؛
ششن، رمضان، نوادر المخطوطات العربیة، بیروت، ١٤٠٠ق/ ١٩٨٠م؛
غالب، مصطفی، مقدمه بر عیون الاخبار (نك : هم، ادریس)؛
مجدوع، اسماعیل، فهرسۀ الكتب و الرسائل، به كوشش علینقی منزوی، تهران، ١٣٤٤ش/ ١٩٦٦م؛
همدانی، حسین، الصلیحیون، قاهره، مكتبة مصر؛
یعلاوی، محمد، مقدمه بر تاریخ الخلفاء (نك : هم ، ادریس)؛
نیز:
Daftary, Farhad, The Ismāʿīlīs: Their History and Doctrines, Cambridge, ١٩٩٠;
EI٢, S;
Gacek, Adam, Catalogue of Arabic Manuscripts in the Library of the Institute of Ismaili Studies, London, ١٩٨٤;
Goriawala, M., A Descriptive Catalogue of the Fyzee Collection of Ismaili Manuscripts, Bombay, ١٩٦٥;
Hamdani, H. F., «A Compendium of Ismâʿīlī Esoterics», Islamic Culture, Hydarabad Deccan, ١٩٣٧. vol. XI;
id, «The History of the Ismâʿīlī Daʿwat and its Literature during the Last Phase of the Fāŧimid Empire», JRAS, ١٩٣٢;
Ivanow, W., Ismāʿīlī Literature, A Bibliographical Survey, Tehran, ١٩٦٣;
id, Rise of the Fatimids, London, ١٩٤٢;
Kraus, P., «La bibliographie ismaëlienne de W. Ivanow», Revue des études islamiques, Paris, ١٩٣٢;
Landberg, Carlo, Catalogue de manuscrits arabes, Leiden, ١٨٨٣;
Misra, S. C., Muslim Communities in Gujarat, New Delhi, Munshiram M. Publishers;
Poonawala, I. k., Biobiblio-graphy of Ismāʿīlī Literature, California, Undena Publications.
مسعود حبیبی مظاهری