دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٢٤٨ - بیکندی، ابوجعفر
بیکندی، ابوجعفر
نویسنده (ها) :
الهه هادیان رسنانی
آخرین بروز رسانی :
یکشنبه ٢١ اردیبهشت ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
بِیكَنْدی، ابوجعفر محمد بن احمد بخاری حنفی (٣٩٢ یا ٣٩٤-٤٨٢ق / ١٠٠٢ یا ١٠٠٤-١٠٨٩م)، محدث، فقیه و متكلم معتزلی، معروف وی را از مردم بخارا دانستهاند (قرشی، ٣ / ٢٣؛ ابن حجر، ٥ / ٧٠)، ولی پیداست كه اصلاً به این شهر (بین بخارا و جیحون) تعلق داشته است (یاقوت، ١ / ٧٩٧).
دربارۀ تاریخ تولد او اختلاف است (نک : ذهبی، تاریخ ... ، ٣٤ / ٩٦، سیر ... ، ١٨ / ٥٨٦-٥٨٧؛ قرشی، ٣ / ٢٥؛ ابن حجر، ٥ / ٧١). گزارش بغدادی كه سال ولادت وی را ٤١٢ق / ١٠٢١م دانسته است (٢ / ٧٥)، دور از حقیقت مینماید.
بیكندی در زادگاهش به تحصیل پرداخت؛ سپس در ٤١٢ق به خراسان رفت و نزد علمای حنفی تحصیلات خود را ادامه داد (قرشی، همانجا؛ ابن قطلوبغا، ٢٥٤). بعد از آن به مصر رفت و در مقام فقیهی حنفی و متكلمی معتزلی به بحث و گفتوگو با دانشمندان آن دیار پرداخت و به ویژه با ابونصر هبةالله (د ٤٧٠ق / ١٠٧٧م)، دانشمند و داعی معروف اسماعیلی مناظره كرد و رسالۀ الهدى و الارشاد لاهل الحیرة و العناد را در رد آراء وی نوشت (قرشی، ٣ / ٢٥-٢٦؛ ابن حجر، ٥ / ٧١؛ ابن قطلوبغا، همانجا). پس از مدتی عزم بغداد نمود، اما به سبب مخالفت عبدالملك ابن محمد (د ٤٦٠ق / ١٠٦٨م)، معروف به شیخ اجل، از بزرگان بغداد، ناچار تا مرگ شیخ صبر كرد و آنگاه وارد بغداد شد (خطیب، ١٠ / ٤٣٤؛ ابن جوزی، ٩ / ٥٢؛ ذهبی، تاریخ، ٣٤ / ٩٥؛ قرشی، ٣ / ٢٤؛ ابن حجر، ٥ / ٧٠).
بیكندی در بغداد به عنوان یك محدث شناخته شد (برای شیوخ و راویان او، نک : ذهبی، تاریخ، نیز قرشی، همانجاها؛ ابن حجر، ٥ / ٧١)؛ اما برخی او را توثیق نكردهاند؛ چه، ادعا میكرده كه از اسماعیل بن حاجب كشانی حدیث شنیده، در حالی كه كشانی در زمان كودكی ابوجعفر در گذشته بوده است (ذهبی، همان، ٣٤ / ٩٦، سیر، ١٨ / ٥٨٧؛ قرشی، ٣ / ٢٤-٢٥).
گویا بیكندی در امورسیاسی نیز دست داشت و چنان كه ابن عدیم گزارش كرده است، در سالهای ٤٦٢ و ٤٦٣ق از سوی بنی مرداس مأموریتهای سیاسی یافت (٢ / ٣٨٢).
وی در بغداد درگذشت و در مقبرۀ باب حرب به خاك سپرده شد (ابن جوزی، ٩ / ٥٢؛ ذهبی، همانجاها، میزان ... ، ٣ / ٤٦٢؛ ابن كثیر، ٦ / ١٤٧؛ قرشی، ٣ / ٢٤، ٢٦؛ ابن حجر، ٥ / ٧٠، ٧١).
آثاری چون تحقیق الرسالة باوضح الدلالة، الرسالة المسعودیة فی المباحث النفیسیة و الهدى و الارشاد لاهل الحیرة و العناد (قرشی، ٣ / ٢٦؛ ابن قطلوبغا، ٢٥٤-٢٥٥؛ حاجی خلیفه، ١ / ٣٧٨، ٨٩١) به بیكندی نسبت داده شده است.
مآخذ
ابن جوزی، عبدالرحمان، المنتظم، حیدرآباد دكن، ١٣٥٩ق؛
ابن حجر عسقلانی، احمد، لسان المیزان، بیروت، ١٤٠٧ق / ١٩٨٧م؛
ابن عدیم، عمر، زبدة الحلب، به كوشش سامی دهان، دمشق، ١٣٧٣ق / ١٩٥٤م؛
ابن قطلوبغا، قاسم، تاج التراجم، به كوشش محمد خیررمضان یوسف، دمشق، ١٤١٣ق / ١٩٩٢م؛
ابن كثیر، البدایة و النهایة، به كوشش احمد ابوملحم و دیگران، بیروت، ١٤٠٧ق / ١٩٨٧م؛
بغدادی، هدیة؛
حاجی خلیفه، كشف؛
خطیب بغدادی، احمد، تاریخ بغداد، قاهره، ١٣٤٩ق / ١٩٣١م؛
ذهبی، محمد، تاریخ الاسلام، حوادث سالهای ٤٨١-٤٩٠ق، به كوشش عمر عبدالسلام تدمری، بیروت، ١٤١٤ق / ١٩٩٤م؛
همو، سیراعلام النبلاء، به كوشش شعیب ارنؤوط و محمد نعیم عرقسوسی، بیروت، ١٤٠٥ق / ١٩٨٤م؛
همو، میزان الاعتدال، به كوشش علی محمد بجاوی، قاهره، ١٣٨٢ق / ١٩٦٣م؛
قرشی، عبدالقادر، الجواهر المضیئۀ، به كوشش عبدالفتاح محمد حلو، قاهره، ١٤١٣ق / ١٩٩٣م؛
یاقوت، بلدان.
الهه هادیان رسنانی