نظريات اخلاقي، علمى، ديني، سياسي و اجتماعى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٧٨ - توضيح حكم عقل
بشكست). تفصيل اين جواب در جلدين كفايت الاصول محقق هروى- رحمة اللّه عليه- مذكور است.
آنچه كه در اين جواب محل ايراد و يا اشكال است ذاتى بودن شقاوت است كه بايد سئوال شود كه شقاوت چگونه ذاتى انسان است؟
ذاتى باصطلاح اهل معقول بر دو گونه است: ذاتى باب ايساغوجى (جنس و فصل) و ذاتى باب برهان (لوازم لا ينفك كه از خالق ذات شئى انتزاع مىشود) تبديل شدن شقى به سعيد و عكس آن به اثر تربيت محسوس است و اين تبديلى ثابت ميكند كه شقاوت و سعادت ذاتى نيست عرضى است. بحث ديگر اينست كه آيا افراد يك نوع حقيقى- همچون افراد انسان- ميشود حتى در ذاتيات باب برهان مختلف باشند شايد چنين فرضى محقق نباشد.
ولى حكيم شيرازى در اسفار بيان ديگرى دارد كه ظاهرا صاحب كفاية الاصول و امثال او به آن باور كردهاند و خلاصه آن بيان اينست كه انسان از نظر جسم و بدن نوع واحد است و يك جنس و يك فصل دارد اما از نظر نفس و روح يك حقيقت نيستند بنابراين ميشود شقاوت و سعادت از ذاتيات باب ايساغوجى نفوس باشد و بعبارت روشنتر فصل مميز گردد، و انسان سعيد با انسان شقى- از نظر نفس ناطقه- دو حقيقت و دو نوع باشند. ولى اثبات اين موضوع محتاج به بحثهاى طولانى است و گمان نمىرود قناعت محققين را فراهم سازد.
جواب هفتم- خلود در جهنم بلكه مطلق عقاب توسط معاقب خارجى (خداوند تبارك و تعالى) صورت نمىگيرد تا از حسن و قبح آن سئوال گردد، موضوعى براى چرا گفتن و اعتراض وجود ندارد، زيرا عقاب نتيجه و عكس العمل عمل خود انسان است. بلى عمل در دنيا عرض است در برزخ و قيامت مجسم ميشود و به صورتهائى در ميآيد.