نظريات اخلاقي، علمى، ديني، سياسي و اجتماعى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٠٥ - (فصل سوم) كتابهاى درسى
مثلا شرح سيوطى تا حدى مطلق است و حاشيه ملا عبد اللّه خيلى مختصر، لمعتين داراى عبارات پيچيده و رسائل و مكاسب بسيار طولانى ممل و حتى پارهاى از مطالب آنها بىفائده.
در اين اواخر مرحوم مظفر دو جلد كتاب در اصول فقه نوشته است كه بمراتب از قوانين الاصول ميرزاى قمى مرحوم واضحتر روشن و جمعتر با روش استدلالى خوبتر است و لذا جاى قوانين را گرفته است گو اينكه خود اين كتاب هم شايد محتاج به دست كارى باشد.
مرحوم محمد باقر صدر شهيد هم كتابهائى در اصول فقه براى دو سه دوره نوشته است كه در بين غير عربزبانان تا كنون مورد توجه واقع نشده است.
در اين مورد لازم است هيئتى از علماى عاليمقام و مدرسين باتجربه تشكيل شود و كتب درسى را كلا مورد ارزيابى مجدد قرار دهند و آنچه را كه مفيد ميدانند بوجود آورند. و اينهم نظر مستعجل نگارنده.
١- روشن بودن عبارت بر معانى مقصود، و پرهيز از عبارات مطلق كه عادت گذشتگان بوده است.
٢- اجتناب از تفصيل بيهوده و اختصار مخل به افاده و استفاده.
٣- توضيح پارهاى از مطالب در حاشيه.
٤- مراعات فهم طلاب در دورههاى درسى در سوق مطالب.
٥- مرحلهاى كردن كتابها كه فعلا نيز فى الجمله رايج است ولى بمرحلهاى كردن مطالب يك علم از نظر سهولت و صعوبت يا به تبعيض مسائل مرتبه مانند جزء اول و دوم.
٦- همه كتابهاى درسى از كتب مؤلفه دانشمندان تلفيق و تركيب شود، لازم نيست كتاب درسى تاليف فرد واحدى باشد.
٧- حذف مطالب مضيع وقت از قبيل مسائل انسداد باب علم رسائل كه شايد