نظريات اخلاقي، علمى، ديني، سياسي و اجتماعى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٦٩ - (٩) سرنوشت كمونيزم
(٩) سرنوشت كمونيزم
در اول سال جارى (١٩٩٣) اتحاد جماهير شوروى بزرگترين قدرت كمونيستى دنيا با هفتاد سال مقاومت و سرسختى در تطبيق و ترويج كمونيزم و داراى نيروى اتمى و هيدروژنى زياد[١]
با كمال ناباورى مردم دنيا[٢] بدون كدام فشار خارجى از داخل از هم پاشيد، جمهوريتهاى ١٥ گانه او هر كدام به استقلال رسيدند و اكثريت آنها تصميم گرفتند براى همكارى اقتصادى جرگه كشورهاى مشترك المنافع (كامنوليت) را بوجود آورند و نيروى هستهاى خود را مشتركا حفظ كنند و در بقيه هر كسى راه خود را در پيش گيرد و پس از چند روز در همه رسانههاى گروهى اين جمله شايع شد كه (اتحاد جماهير شوروى سابق) امپراطور بزرگ كمونيستى را جزء تاريخ بشمار مىآورد شايد بررسى عوامل اتحاد جماهير شوروى در آينده سهلتر باشد ولى ميشود عوامل زير را براى آن بيان داشت:
١- مخالف روش كمونيستى با فطرت آدمى كه طبيعتا سودجو است و شعار از هر كسى باندازه توانايى او و بهر كسى باندازه احتياج او، بدور از واقعيت بود و هيچ كسى براى نفع ديگران كار نميكند.
اگر در وجوهات مالى اسلامى شعار مذكور بعنوان وظيفه آمده است
[١] بعضى ادعا ميكنند شوروى ٢٢٠٠ بم اتمى داشته است، كه دوصد تاى آن به كشورهاى مسلماننشين آسياى ميانه رسيده است.
[٢] حتى در آخر سال ١٩٩١ كه نگارنده مسكو رفته بود پيشبينى پاشيدگى بتمام معناى جماهير شوروى بطور قطعى و باين زودى آسان نبود.