نظريات اخلاقي، علمى، ديني، سياسي و اجتماعى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٣٨ - (٥) نقش دين در تربيت
استعمارى با چه عبارات شيرين و سبك زيبا بحيلهگرى و مكارى مشغولند وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يُعْجِبُكَ قَوْلُهُ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَ يُشْهِدُ اللَّهَ عَلى ما فِي قَلْبِهِ وَ هُوَ أَلَدُّ الْخِصامِ وَ إِذا تَوَلَّى سَعى فِي الْأَرْضِ لِيُفْسِدَ فِيها وَ يُهْلِكَ الْحَرْثَ وَ النَّسْلَ وَ اللَّهُ لا يُحِبُّ الْفَسادَ وَ إِذا قِيلَ لَهُ اتَّقِ اللَّهَ أَخَذَتْهُ الْعِزَّةُ بِالْإِثْمِ فَحَسْبُهُ جَهَنَّمُ وَ لَبِئْسَ الْمِهادُ (بقره ٢٠٤ تا ٢٠٦) يعنى گفتار بعضى از مردم ترا نيكو مىآيد و خدا را به (پاكى) آنچه كه در دل دارد گواه مىگيرد در حاليكه او دشمن است وقتى (از تو) رو گرداند در تباهى در روى زمين تلاش مىكند و زراعت و نسل را نابود مىگرداند و خداوند فساد را دوست ندارد.
وقتى به او گفته مىشود از خدا بترس جاهلانه به غيرت مىآيد جايگاه جهنم او را كفايت مىكند كه بد جايگاهى است.
وظيفه عقل ادراك است كه گاهى اسباب خير و گاهى راههاى فساد را روشن ميكند، انسان همانطوريكه غرائز حيوانى دارد اميال عالى انسانى هم از قبيل خداپرستى حقيقتخواهى ايثار و رحم و ... هم دارد كه مظاهر هر دوى آنها در زندگانى روزمره او مشهود است. آرى طبيعت حيوانى و فطرت انسانى او هر دو مشغول كاراند و همين امر او را بعنوان موجود چند بعدى از سائر حيوانات ممتاز نموده است و به تعبير قرآن كتاب آسمانى مسلمانان (مخلوق احسن التقويم) است.
لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ فِي أَحْسَنِ تَقْوِيمٍ ثُمَّ رَدَدْناهُ أَسْفَلَ سافِلِينَ. انسان را در بهترين قوام آفريديم بعد او را به پائينتر پائينها برگردانيديم مگر آنانيكه ايمان آوردند و كارهاى خوب انجام دادهاند كه براىشان مزد بىمنّت است.
او در راه خير و شر استعداد فراوانى دارد و همانند حيوانات محدود نيست، و شايد هيچ اختلاف نظرى وجود نداشته باشد كه لازم است انسان بسوى خير ترغيب شود و از شر منتفر گردد، و بعبارت ديگر تربيت براى انسان همچون غذا و لباس و يا همچون تنفس مهم و حتمى است، ولى آنچه