نظريات اخلاقي، علمى، ديني، سياسي و اجتماعى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٦ - ١- خودبينى
(٢) تعصب و غلو
غلو بمعناى تجاوز از حد و اندازه است فرد مؤمن در عقائد و اخلاق و اعمال و كردار خود بايد از حد معقول بيرون نرود، قران باهل كتاب سفارش ميكند كه لا تَغْلُوا فِي دِينِكُمْ در دين خود غلو نكنيد.
عوامل و اسباب غلو
١- خودبينى:
غالب افراد خام و نادان بخودخواهى و خودپسندى مفرطى گرفتارند و خود و آنچه كه مربوط به او ميشود در نظرشان از همه بهتر و خوبتر مىآيد نواقص را در ديگران جستجو ميكنند و لذا پيشوايان دينى خود را بدليل اينكه پيشوايان اوست و او بآنها اعتقاد دارد نه بدليل ديگر، بهتر و برتر ميداند و همه گونه فضائل موهوم را به آنان نسبت ميدهد و از بزرگى آنان بزرگى خود را تثبيت ميدارد، و در اين راه بنزاع و جدال و توهين مذاهب و ارباب مذاهب ديگران مىپردازد، آتش كينه و عداوت را در ميان مردم بيچاره دامن مىزند و خيال ميكند در دفاع از حق و حقيقت عبادت خداوند را نموده است ولى نميداند كه مشمول اين شعر است:
|
خواجه پندارد كه طاعت مىكند |
غفلتا بر خويش لعنت مىكند |
|
علامت اين دسته از مردم نادان و خودپسند اينست كه در اعمال دينى خود پابندى درستى ندارند و پروائى از حلال و حرام و واجب نمىكنند، تقوايشان ضعيف و صاحب اخلاق زنندهاند و بيك كلمه در تديّن خود ضعيف ولى در تعصبات مذهبى شديد و درباره دين و مذهب خود زيادهروى و غلو ميكند، اين دسته از غاليان گزافهگوى اگر روزى پيشوايان مذهبى آنان زنده شوند و حقيقت را به آنان بگويند نمىپذيرند و اگر مخالف هوسهاى آنان قرار