نظريات اخلاقي، علمى، ديني، سياسي و اجتماعى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٠٦ - (فصل سوم) كتابهاى درسى
نگارنده آنرا در چند ماه خوانده است و ميشود كه آنرا در دو سه ورق خلاصه كرد و مانند بحث عبيد و اماء كه فعلا از محل ابتلا خارج است و عجيب اينجا است كه مراجع ما در رسالههاى عملى خود هنوز اوراقى را براى مردم عوام در اين مورد مينويسند، آيا صرف عمر و كاغذ و مصرف طبع در اين مسائل اسراف نيست، و جمعى از دانشمندان محافظهكار هميشه در مقابل اين ايرادات كه اين مباحث فائده عملى ندارد ميگويند ثمر علمى دارد!!!
حتى اگر عقب ثمرات علمى تنها هم بگرديم بايد چيزهائى درس داده شود كه بدردخور مسلمان باشد، مثلا بجاى دليل انسداد رسائل اصولى كلّى تفسير قرآن كه كتاب دين و دنياى ما است تدريس شود و شايد بيشتر از مطالب انسداد باب علم رسائل نگردد!!!
بسيارى از مسائل را ميشود از شكل تقليدى آن بيرون نمود و با چند برابر كوتاهتر از عبارات مروجه آنرا بطلاب عرضه نمود، البته اختصار هم نبايد موجب كماطلاعى محصلين شود.
بعضى موضوعات را ميشود در حاشيه نوشت و مدرس خلاصه او را ميگويد و شاگرد را مجبور ميكند كه شب آنرا خود مطالعه كند.
٨- كتابهاى درسى در عين اختصار بايد همه مسائل آن علم را در بر داشته باشد تا خبرويّت خوبى براى طلاب در آن علم حاصل شود مثلا طلابى كه فعلا كفايه و رسائل را در ظرف چند سال ميخوانند بالاخره نميدانند كه قاعده ملازمه[١] دليل و بيانش چيست و موردش كجا است در حاليكه چندين مرتبه از آن نام برده شده است، ولى در كتابهاى غير درسى مانند
[١] يعنى ملازمه حكم عقل با حكم شرع( كل ما حكم به العقل حكم به الشرع و عكس آن)