در پرتو وحى - موسوى اردبيلى، سيد عبدالكريم - الصفحة ١٤٤ - اقسام زبان
لفظ در معنى اعم يا امثال اينها باشد، و اين همان زبان است كه ما پيش از اين بدان اشاره كرديم.
د) در برخى از روشهاى سخن گفتن القاى كلمات طورى است كه گوينده الفاظ را مىگويد و معانى مختلف را در سطحهاى گوناگون قصد مىكند؛ در دو سطح يا بيشتر، تا خواننده يا شنونده بر حسب استعداد ذهنى و فكرى و بضاعت علمى خود از آن بهرهمند گردد؛ «ليذهب نفس السامع كلَّ مذهب ممكن» به طورى كه در سطح كلام ظاهر داشته باشد و باطن يا باطنها و هر كس به قدر لياقت و شايستگى و استعداد خود از آن بهره گيرد.
البته اين روش مخصوص كلام و شنيدنىها نيست بلكه در ديدنىها نيز چنين است:
شاعر مىگويد:
تو مو بينى و مجنون پيچش مو تو ابرو او اشارتهاى ابرو
شايد حديث: «سبعة أحرف»- اگر درست باشد- و نيز احاديثى كه در مورد ظاهر و باطن داشتن قرآن وارد شده به اين روش اشاره داشته باشند.
ه-) گاهى صاحب سخن در مقام تفهيم عموم خوانندگان نيست، بلكه خود مىگويد: من منظورم اين نيست كه مردم در اين سخن نگاه كنند و چيزى دستگيرشان شود، بلكه به منظور ديگرى اين سخنان