در پرتو وحى - موسوى اردبيلى، سيد عبدالكريم - الصفحة ٣٧٨
در چنين شرايطى بود كه ماركس قد علم نمود و هرگونه طرح اصلاح در نظام سرمايهدارى را مردود دانست؛ وى معتقد بود نظام سرمايهدارى قابل اصلاح نيست و بايستى از بين برود.
سيستم سرمايهدارى در طول حيات خويش به تدريج با مشكلات سخت و سختترى روبرو گشت و به ناچار سعى در تطبيق خويش با شرايط جديد نمود؛ به ويژه با بروز بحران سال «١٩٢٩» سرمايهدارى دستخوش تغييرات جدى گرديد.
در سالهاى بعد از جنگ جهانى اول كه كشورهاى اروپايى به دليل صدمات و لطمات زياد درگير بحرانها و مشكلات اقتصادى خاص خود بودند، اقتصاد ايالات متحده به ويژه در فاصله سالهاى ٩- ١٩٢٢ شكوفايى فوقالعادهاى يافت؛ اين شكوفايى و رشد مداوم در حالى كه تورم شديد در آلمان، و بحران و بيكارى شديد انگلستان وضع ناگوارى را براى اين دو كشور به وجود آورده بود، چنين مىنمود كه همواره وجود خواهد داشت و نظام سرمايهدارى بحرانى را تجربه نخواهد كرد، ليكن در اكتبر ١٩٢٩ بحران از بورس نيويورك آغاز شد.
قيمت سهام به شدت سقوط نمود و در فاصله زمانى بسيار كوتاه سرتاسر ايالات متحده و سپس جهان غرب از آن متأثر شد؛ بىكارى به ميزان بىسابقه به ٢٥ درصد رسيد و درآمد ملى ايالات متحده تا حدود سى درصد كاهش يافت.
بسيارى از اقتصاد دانان معتقدند بروز اين بحران در اثر مصرف