در پرتو وحى - موسوى اردبيلى، سيد عبدالكريم - الصفحة ٣٧٩
محدود و غيرمكفى بوده است؛ كمبود تقاضاى مؤثر در جامعهاى كه به سرعت نتايج پيشرفتهاى فنى و تكنيكى را در راه رسيدن به توليد انبوه به كار مىگيرد مىتواند مشكل آفرين باشد، توليد انبوه را بايد مصرف انبوه جوابگو باشد. بروز اين بحران راه را براى «كينز» هموار كرد. او معتقد بود كه دولت بايستى در اقتصاد نقش فعالى داشته باشد و با صرف هزينههاى گزاف تقاضاى كل را افزايش دهد؛ تنها راه جلوگيرى از بيكارى و رسيدن به اشتغال كامل از نظر وى همين نكته است. با روى كار آمدن «روزولت» دولت ايالات متحده سياست جديدى را به كار گرفت و از نظريات «كينز» استفاده نمود. اگرچه بحران بزرگ جهان سرمايهدارى در طى چهار سال يعنى ١٩٢٩ تا ١٩٣٣ خنثى گرديد، ليكن آثار ركود و بيكارى در سرتاسر دهه ١٩٣٠ در اقتصاد آمريكا مشهود بود.
در نظام جديد سرمايهدارى تلاش سرسختانه براى رفاه نسبى طبقه كارگر صورت گرفته است و بدين ترتيب با بالا رفتن سطح زندگى مزد بگيران امكان بروز مشكلات اجتماعى و طغيان طبقه كارگر (كه اينك مىپندارد شرايطى بهتر و مناسبتر حاكم شده است)، كاهش مىيابد.
بدين ترتيب ديدگاهها و تفكرات گوناگون درباره سرمايهدارى و مالكيت صنعتى به مرور جاى خود را به دو جناح فراگير فكرى (ايدئولوژى حاكم بر دو بلوك شرق و غرب) داد. سرمايهدارى با به كارگيرى اصول اصلاحى و تغييرات عميق تلاش در جلوگيرى از وقوع بحرانها و تداوم