در پرتو وحى - موسوى اردبيلى، سيد عبدالكريم - الصفحة ٣٧٧
مىزيستند و توجيهگر جامعه سرمايهدارى و سخنگوى آن بودند، چنين ديدگاههايى را چه به طور صريح و چه به طور ضمنى مطرح ساختهاند و در آثار «اسميت» و «ريكاردو» نكات مزبور با زيركى تحسين برانگيزى در بطن نظرياتى كه ارائه مىكنند نهفته است؛ هر چند كه بعضاً از بهبود وضع طبقات كم درآمد جامعه سخن مىرانند (بويژه اسميت) ليكن تحليل آنها از سود و سهم طبقات اجتماعى از درآمد ملى جامعه دقيقاً دال براتخاذ چنين نگرشهايى است. از طرف ديگر اقتصاد دانانى نظير «فردريك باستيا»، «شارل دونوايه»، «گوستاد مولينارى» و «نساويليام سنيور» كه دست پروردگان مكتب كلاسيك هستند، به كرّات در آثارشان با صراحت و گستاخى اين مطلب را اعلام مىدارند؛ «مولينارى» كارگران را ماشينهايى مىداند كه در مقابل استفاده از آنها بايستى هزينه نگهداريشان (يعنى دستمزد بخور و نمير) را به آنها پرداخت نمود. «سنيور» به سال ١٨٣٨ رسالهاى- در مخالفت با قانون كار انگلستان كه مطابق آن ساعات كار در كارخانجاتى كه كودكان در آنها به كار مشغول بودند به دوازده ساعت در روز تقليل داده شده بود- منتشر ساخته و به شدت با اين قانون مقابله نموده است. وى معتقد بود تشكيلدهندگان اتحاديههاى كارگرى بايد به شدت مجازات شوند.
جالبتر از اينها جملهاى است منسوب به «شارل دونوايه» كه مىگويد:
«سزاوار است در جامعه، محلهاى پستى باشد كه خانوارهاى بىبهره از راه و رسم زندگى (طبقات فقير و مستضعف) در آن ساقط شوند و نتوانند كمر راست كنند».