در پرتو وحى - موسوى اردبيلى، سيد عبدالكريم - الصفحة ١٢٣ - زبان قرآن
٦. مشكل ديگرى كه در اين باره به نظر مىرسد، امرى است كه مفسّرين در تفاسير قرآن پيش آوردهاند. شكى نيست در اين كه، اكثر اشخاصى كه در تفسير قرآن مجيد قلم زدهاند به قصد انجام خدمت و انجام وظيفه دينى و الهى به اين عمل شريف و ارزنده اقدام كردهاند و هر كس به قدر بضاعت علمى خود تلاش و كوشش نموده است و حقاً هم خدمت بسيار ارزندهاى انجام داده و پيش خداوند انشاءالله مأجور هستند، ولى مشرب و سليقه آنها بسيار با هم اختلاف دارد و همين امر سبب اختلاف برداشت از آيات شده است.
اين اختلاف از سويى موجب سردرگمى و تحير بيشتر گشته است؛ گروهى از مفسرين راه تفسير مأثور را پيش گرفته، بدان اهميت دادهاند و راههاى ديگر را نپسنديده، بلكه گاهى تفسير به رأى دانستهاند، مانند تفسير «الدر المنثور» سيوطى، «نور الثقلين» حريزى و «البرهان» بحرانى.
دسته ديگر تلاش كردهاند كه علوم امروز بشر را از قرآن استفاده نمايند و هر جا كه توانستهاند يا گمان كردهاند كه آيهاى را مىتوان با يكى از اختراعات جديد تطبيق نمود، تطبيق كردهاند؛ مانند تفسير جواهر طنطاوى. و گروهى خواستهاند قرآن را به كمك مطالب فلسفى و عقلى تفسير و توجيه كنند؛ گروهى مطالب ذوقى و عرفانى را داخل تفسير كرده و به نام تأويل و يا عنوان ديگر آن مطالب را به خدا و رسول نسبت دادهاند؛ گروهى هم مسائل