زيارتگاههاى عراق (معرفى زيارتگاه هاى مشهور در كشور عراق) - فقیه بحرالعلوم، محمدمهدی - الصفحة ٩٤ - ٢٢٩ مزار امامزاده قاسم بن امام حسن (ع)
غبار، فضاى ميدان را پر كرده بود. چون غبار نشست، امام حسين (ع) را ديدم كه بر سر قاسم ايستاده بود و قاسم، پاهاى خود را بر زمين مىكشيد. امام (ع) فرمود: «چقدر بر عموى تو سخت است كه او را به كمك، بخوانى و از دست او، كارى برنيايد يا اگر هم بتواند انجام دهد، براى تو سودى نداشته باشد. از رحمت خدا دور باشند قومى كه تو را كشتند».[٢٨٧]
حميد بن مسلم مىگويد:
من به پاهاى آن نوجوان نظر مىكردم و مىديدم كه بر زمين كشيده مىشود و امام، سينه خود را به سينه او، چسبانيده بود. با خود گفتم كه او را به كجا مىبرد؟ ديدم او را آورد و كنار بدن فرزندش على بن حسين و ساير شهداى خاندان خود، قرار داد.[٢٨٨]
در «كفاية الطالب» آمده است: وقتى قاسم از روى اسب بر زمين افتاد و عمو را صدا زد، مادرش ايستاده بود و نظارهگر صحنه بود و حسين (ع) در حالىكه قاسم را به سينه گرفته بود، اين اشعار را مىخواند:
از خانهها و وطنهايشان دور افتادهاند و وحوش در بيابانها بر آنها نوحه مىكنند. چگونه چشمها نگريد بر گروهى كه شمشيرهاى دشمنان، آنان را دربرگرفته است؟! ماههايى كه خود آنان، خاموش و بدنهاى زيباى آنان را خاك بيابان، دگرگون كرد.[٢٨٩]

...
[٢٨٧] . الارشاد، ج ٢، صص ٢٦، ١٠٧ و ١٠٨؛ مقاتل الطالبيين، ص ٥٨؛ بحار الانوار، ج ٣٤، ص ٤٥.
[٢٨٨] . نفس المهموم، ص ٣٢٣؛ مقتل الحسين( ع)، مقرّم، ص ٢٦٥.
[٢٨٩] . وسيلة الدارين، ص ٢٥٢.