زيارتگاههاى عراق (معرفى زيارتگاه هاى مشهور در كشور عراق) - فقیه بحرالعلوم، محمدمهدی - الصفحة ١٥٢ - ٢٦٣ مزار سيد يحيى بن عمر علوى
شخص نيز با يحيى، برخورد بدى داشت و گفت: «چرا بايد به امثال شما، مستمرى پرداخت كرد؟»! يحيى، شب را با ناراحتى بسيار در خانه يكى از دوستانش سپرى كرد. وقتى برايش غذا آوردند، با آنكه گرسنه بود، از ناراحتى غذا نخورد و گفت: «اگر زنده مانديم، غذا خواهيم خورد».
ابوالفرج اصفهانى، از احمد بن عبيدالله و او از ابى عبدالله بن ابى الحصين، روايت مىكند:
وقتى يحيى تصميم به خروج گرفت، نخست به زيارت قبر امام حسين (ع) آمد و تصميم خود را با زائرانى كه در آنجا بودند، بازگو كرد. جمعى از حاضران، دعوتش را پذيرفتند و با او همراه شدند. يحيى از آنجا، به شاهى[٤٨١] آمد و تا شب در آنجا، توقف كرد و چون شب فرارسيد، بهسوى كوفه حركت كرد.[٤٨٢]
تصرف شهر كوفه
يحيى بن عمر، شبانه وارد شهر كوفه شد. كسانى كه همراهش بودند، فرياد مىزدند: «أَيُّها النّاسُ أَجيبوا داعِيَ الله»؛ «اى مردم! دعوتكننده به سوى خدا را اجابت كنيد!». مردم دعوت او را پذيرفتند و شيعيان بسيارى، با او همراه شدند و با وى، بيعت كردند.[٤٨٣] كمكم خبر قيام يحيى، به گوش حاكم كوفه، «أيّوب بن حسن بن موسى بن جعفر بن سليمان بن على» رسيد و وى فرار را بر قرار، ترجيح داد.[٤٨٤] يحيى، فرداى آن شب، بهسوى «فلوجه»[٤٨٥] رفت و در آنجا نيز گروه زيادى با وى، بيعت كردند.[٤٨٦]
[٤٨١] . حموى در معجم البلدان مىنويسد:« شاهى، نام جايى است در نزديكى قادسيه.
[٤٨٢] . مقاتل الطالبيّين، صص ٥٠٦- ٥٠٧؛ شاگردان مكتب أئمه( عليهم السلام)، ج ٣، ص ٤٩٠؛ الشافى، ج ١، ص ٢٨٥.
[٤٨٣] . مقاتل الطالبيّين، ص ٥٠٧؛ مروج الذهب، ج ٢، ص ٥٢٩؛ تاريخ ابن الوردى، ج ١، ص ٢٢١؛ تاريخ ابى الفداء، ج ١، ص ٣٥٧؛ المنتظم، ج ٧، ص ٣٩؛ تاريخ الكوفة، ص ٣٨١؛ دايرة المعارف الشيعه، ج ١٨، ص ٥٠٦؛ الشافى، ج ١، ص ٢٨٥؛ الحدائق الورديه، ج ١، ص ٢٨٦.
[٤٨٤] . تاريخ الطبرى، ج ١١، ص ٢١٠؛ تاريخ ابن خلدون، ج ٣، ص ٣٥٦؛ الكامل فى التاريخ، ج ٧، ص ١٢٦.
[٤٨٥] .« فلوجه، صنام قريه بزرگى، نزديك كوفه و بغداد است كه كنار عين التمر، قرار دارد».
[٤٨٦] . تاريخ الكوفه، ص ٣٨١؛ تاريخ الطبرى، ج ١١، ص ٢١١؛ المنتظم، ج ٧، ص ٣٩؛ الكامل فى التاريخ، ج ٧، ص ١٢٦.