آشنایی با قرآن ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٤٢ - ابراهیم علیه السلام، یک الگو
شما در وجود پیغمبر اسوهای است. اسوه به تعبیر امروزیها یعنی الگو (در فارسی شاید کلمهای نداریم که بهجای آن بگذاریم)، یعنی شخصیتی که باید مقتدا قرار بگیرد و میزان و معیار باشد و دیگران خودشان را با او بسنجند.
از نظر تعبیرات ادبی این را «تجدید» مینامند. تجدید- که در علم بدیع ذکر میکنند- این است که مثلًا انسانی که دارای خصلت و خصوصیتی هست، آن خصلت و خصوصیت او را به صورت شیء مجسمی جدا از او فرض میکنند، مثلًا میگویند: «رأیتُ فی زیدٍ اسداً» من در زید شیری را دیدم. کأ نّه در وجود او شیری نهفته است. یا میگویند: «او از زید یک دانشمند ساخت» و حال آنکه مقصود این است که خود زید را دانشمند کرد ولی گویی الآن این زید یک چیز است و دانشمند چیز دیگر، فقط زید مایه شده برای اینکه شخص دیگری دانشمند شود. این را در ادبیات عربی و در علم بدیع «تجدید» میگویند.
این تعبیر در قرآن آمده است، میفرماید که در وجود پیغمبر یک الگو وجود دارد. البته مقصود این است که خود پیغمبر الگوی شماست اما به این تعبیر [میفرماید که] در وجود پیغمبر یک الگو وجود دارد. کأ نّه این پیغمبر دو شخصیت است: شخصیتی که شما الآن به طور سطحی دارید میبینید، و شخصیت دیگری که به آن پی نبردهاید، که آن شخصیتی که شما به آن پی نبردهاید و باید او را بشناسید در این شخصیت پنهان است و آن شخصیت است که اگر به آن پی ببرید و آن را بشناسید باید الگوی شما قرار بگیرد.
همین تعبیر در باره ابراهیم علیه السلام آمده است: «قَدْ کانَتْ لَکمْ اسْوَةٌ حَسَنَةٌ فی ابْراهیمَ» یک تأسّی نیکی و یک اسوه نیکی در وجود ابراهیم برای شما هست یعنی در وجود ابراهیم هم الگویی [وجود دارد،] منتها این مربوط به خصوصِ همین مسأله ولاءِ دشمنان [است.] یک الگویی در وجود ابراهیم و