آشنایی با قرآن ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢١٣ - ملِک قدّوس
ملِک قدّوس «
الْمَلِک» صاحبْ اقتدار علیالاطلاق. در جلسه پیش توضیحات دادیم. «الْقُدُّوسُ».
عرض کردیم هر جا که سخن از اقتدار مطلق بیاید، از باب اینکه در انسانها همیشه اذهان چنین تجربهای نشان داده است [که قدرت توأم با ظلم است،] در غیر انسان هم احیاناً بشر آن را توسعه میدهد. امروز میگویند قدرت آنارشیست است یعنی هر جا که قدرت پیدا شود استبداد و زورگویی و بیحسابی و ظلم و تجاوز وجود دارد. برای اینکه این توهّم نشود که این ملِک مطلق و صاحبْ اقتدارِ مطلق به دلیل اینکه صاحبْ اقتدار مطلق است و در مقابل اقتدار او اصلًا اقتداری در عالم وجود ندارد، خدایی که اقتدار مطلق است و هیچ ترمزی ندارد پس هر کاری کرد کرد (ظلم و ستم)، لذا میفرماید ولی او در مرتبه ذات خودش منزّه است، متعالی است. «ترمز ندارد» یعنی معنی ندارد که قدرتی از خارج- العیاذ بالله- بیاید جلو او را بگیرد ولی ذات او از کار زشت و پست ابا دارد؛ خود ذاتش متعالی است از اینکه ظلم کند، بخل بورزد، امساک کند؛ ذاتش از هر چه که نقص است ابا دارد؛ یعنی خودِ او، آن علوّش و آن نزاهتش و آن قدّوسیتش از چنین کاری ابا دارد. پس ملک صاحبْ اقتدار مطلقی است که در عین حال قدّوس است، منزّه است از آنچه شما در باره صاحب اقتدارها تصور میکنید