آشنایی با قرآن ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٨٠ - دو بهشتِ نازلتر
آخر عالم، دنیا و آخرت، تمام اینها به اسم «رحمن» به وجود آمده است. میگویند: «ظَهَرَ الْوُجودُ بِ بِسْمِاللَّهِ الرَّحْمنِالرَّحیمِ». اصلًا «رحمن» یعنی رحمت عامه پروردگار، یعنی خلقت، اساس خلقت. رحمن یعنی خدای خالق، یعنی خدای خالقی که خلقتش بر اساس رحمت و جود و رساندن فیض است و هر موجودی آن فیضی را که لایق است [دریافت میکند.] ما اگر بگوییم «خدا خالق است» یک معنا و مفهوم را گفتهایم یعنی همین مقدار فهماندهایم که خداوند ایجاد کننده اشیاء است، ولی آیا این ایجاد بر اساس فیض و رحمت است یا بر اساس دیگری، این را دیگر کلمه «خالق» نمیفهماند؛ ولی وقتی که میگوییم «رحمن» یعنی افاضه کننده جود و رحمت خودش. وقتی میگوییم «رحمن» یعنی سراسرِ خلقت مساوی است با سراسرْ رحمت، و حتی آنجایی هم که عذاب هست، خود عذاب از یک جنبه دیگر- لااقل از این جنبه که ما نظام کل را در نظر بگیریم، در نظام کل- باز نوعی رحمت است. میگوید: «تَبارَک اسْمُ رَبِّک ذِی الْجَلالِ وَ الْاکرامِ» مبارک باد، افزون باد آن نام پروردگارت، آن نامی که صاحب جلال و اکرام است.
گفتیم «جلال» [١] یعنی اجلُّ شأناً است، منزه از نقص است؛ به اصطلاح صفت سلبی [است.] «اکرام» [٢] یعنی پر از کرامت است، پر از جمال است. «ذِیالْجَلالِ وَالْاکرامِ» صاحب جلال و جمال بودن، یعنی از نقصها منزه بودن و به کمالها متصف بودن، که جمع میان صفات سلبیه و صفات ثبوتیه هر دو در این جمله شده است.و صلّی اللَّه علی محمد و اله الطاهرین.
[١]. [مقصود «ذیالجلال» است.]
[٢]. [مقصود «ذیالاکرام» است.]