آشنایی با قرآن ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢١٢ - توحید در عبادت
هم که از این دو شاخکشان خیلی استفاده میکنند (امروز میگویند که این شاخکها حکم آنتن را برای اینها دارد و اصلًا مبادلات، فهم و ارتباطشان با دنیای خارج به وسیله همین شاخکهاست) خیال میکنند خدا دو شاخک دارد. چون برای او دو شاخک خیلی ارزش دارد خیال میکند خدا هم باید دو شاخک داشته باشد.
این قیاس است.
این که در آخر این اسماء، آیه کریمه میفرماید: «لَهُ الْاسْماءُ الْحُسْنیتوحید در عبادت «
اللَّهُ الَّذی لا الهَ الّا هُوَ». کلمه «اللَّه» را گفتیم که اگرچه علَم است ولی اصلش به معنی ذات جامع جمیع صفات کمالیه است؛ یعنی خودِ «اللَّه»، لفظ «اللَّه» به معنی این است که «لَهُ الْاسْماءُ الْحُسْنی»؛ اصلًا خود «اللَّه» یعنی آن که جمیع اسماء حسنی در او جمع است، ذات مستجمع جمیع صفات کمالیه. «هُوَ اللَّهُ الَّذی لا الهَ الّا هُوَ». این «لا الهَ الّا هُوَ» توحید در عبادت است. اللَّه، آن که شایسته عبادت و پرستش جز ذات او هیچ موجودی نیست. مسأله «لا الهَ الّا هُوَ» یک سرش ارتباط به خدا دارد، یک سرش ارتباط به انسان، چون مسأله پرستش است: ای انسان! تو در برابر هیچ ذاتی جز آن ذات مستجمع جمیع صفات کمالیه نباید کرنش و پرستش کنی؛ آن «باید» هم که در او میگوییم از این جهت است که او تنها ذاتی است که شایسته پرستش و ستایش و تعظیم است. وقتی که شایسته باشد، خود پرستش انسان برای انسان کمال است. اما غیر او چنین شایستگی را ندارد. اگر انسان در مقابل هر موجودی غیر از او کرنش و پرستش کند خودش را پست کرده و پایین