آشنایی با قرآن ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٣٥ - لزوم مسلکی بودن
لزوم مسلکی بودن «
لاتَتَّخِذوا عَدُوّی وَ عَدُوَّکمْ اوْلِیاءَ تُلْقونَ الَیهِمْ بِالْمَوَدَّةِ» شما القاء دوستی میان خود و آنها برقرار میکنید. القاء مودّت یعنی در دل مودّتی نسبت به آنها دارید؛ علاقهای پیدا میکنید و بعد این علاقه را آشکار و ظاهر میسازید و روابط دوستانه با آنها برقرار میکنید «وَقَدْکفَروا بِما جاءَکمْ مِنَ الْحَقِ» در حالی که آنها کفر میورزند. (همیشه گفتهایم که مفهوم «کفر» صرفِ قبول نکردن اسلام نیست، قبول نکردن و به عناد و ستیزه برخاستن است.) و حال آنکه آنها با حقی که بر شما نازل شده و برای شما آمده است (یعنی همین پیام خدا، همین قرآن) ستیزه میکنند. معنایش این است:
پس مسلکی بودن کجا رفت؟ آنها اینقدر نسبت به دین و ایمان و مسلک شما مخالفت میکنند، باز شما آنها را برادرخوانده خودتان قرار دادهاید؟! «یخْرِجونَ الرَّسولَ وَ ایاکمْ انْ تُؤْمِنوا بِاللَّهِ رَبِّکمْ» اینها مردمی هستند که پیامبر را و شما را از شهر و دیارتان اخراج کردند به گناه اینکه به ربّ خودتان، به پروردگارتان ایمان آوردید. چرا فراموش میکنید؟ اینها نگذاشتند که پیغمبر و شما در زادگاه خودتان زندگی کنید، شما را مجبور به مهاجرت کردند (واقعاً هم مجبور به مهاجرت کردند یعنی اگر به آنها آزادی میدادند مهاجرت نمیکردند)، شما را از شهر و دیارتان اخراج کردند به گناه ایمانتان؛ ایمان به چه؟ آیا به یک بیگانه؟ مثل اینکه مردم شهری افرادی را به دلیل اینکه با یک بیگانه ارتباط برقرار کردهاند اخراج میکنند؟
[خیر،] میگویند چرا شما به خدای خالق و پروردگارتان ایمان آوردید؟ در واقع خود آیه نشان میدهد، میگوید آنها به دلیل مسلک با شما مخالفند، آنوقت شما چطور میخواهید بین آنها و غیر آنها به دلیل مسلک فرق نگذارید؟