آشنایی با قرآن ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٠٢ - خدا ملِک منزه از نقص است
«مالک» و الّا قطع نظر از این اعتبار، معنی ندارد که ما عالم را به منزله ثروت خدا در نظر بگیریم چون ثروت از آن جهت اعتبار میشود که انسان هرطوری که بخواهد، برای خود در آن تصرف کند، در حالی که این در مورد خداوند معنی ندارد. ولی به آن معنا که میخواهیم بگوییم آنچه تو داری و تو خود را دارنده آن حساب میکنی، دارنده واقعی اینها خداوند است، [اطلاق «مالک» به خداوند مانعی ندارد.] خداوند متعال ملِک حقیقی و واقعی است نه ملِکی که دایره مُلکش مثلًا در حد دایره مُلک بشرهاست یا کمی از آن بیشتر؛ ملِکی که دایره مُلکش تمام ذرات وجود را میگیرد. تمام ذرات وجود به منزله جنود و سپاهیان پروردگار هستند (وَلِلَّهِ جُنودُ السَّمواتِ وَ الْارْضِ) [١]، همانطوری که مولوی میگوید:
جمله ذرات زمین و آسمان | لشگر حقاند گاه امتحان | |
آب را دیدی که در طوفان چه کرد؟ | باد را دیدی که با عادان چه کرد؟ | |
خدا ملِک منزه از نقص است «
الْمَلِک الْقُدّوس» (من بین راه که میآمدم یکی از تفاسیر را مطالعه میکردم، نکتهای را ذکر کرده بود که نکته خوبی است.) در دو جای قرآن میبینیم ترکیب «الْمَلِک الْقُدّوس» آمده است و ظاهراً غیر از این دو جا ما جای دیگر نداریم. یکی در اول سوره جمعه است که میفرماید: «یسَبِّحُ لِلَّهِ ما فِی السَّمواتِ وَ ما فِی الْارْضِ الْمَلِک الْقُدّوسِ الْعَزیزِ الْحَکیم». آنجا کلمه «ملک» که آمده پشت سرش کلمه «قدّوس» آمده است. در آخر سوره حشر هم بلافاصله بعد از کلمه «ملک» کلمه «قدّوس» آمده؛ چرا؟ قدّوس از ماده «قدس» است [و قدس و] قداست [یعنی] طهارت، نزاهت، مبرّا بودن از هر
[١]. فتح/ ٤.