آشنایی با قرآن ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٠٣ - خدا ملِک منزه از نقص است
عیب و نقص و از هر کارِ ناکردنی (کما اینکه کلمه «سُبّوح» هم بر خداوند اطلاق میشود)، همان معنای «یسَبِّحُ لِلَّهِ ما فِی السَّمواتِ وَ ما فِی الْارْض» که در اول سوره جمعه و اول یک سوره دیگر هست و در یک سوره دیگر بدون «ما» هست.
«خداوند قدّوس است» یعنی از هر چه که نقص و کمبودی و نبایستنی هست منزّه است، [یعنی] «تَعالَی اللَّهُ» برتر است خداوند از اینکه به چیزی که دلالت کند بر یک کمی، بر یک کاستی، بر یک نقص، بر یک نبایستنی، متصف باشد. مبالغه هم هست؛ یعنی پروردگار در نهایتْ درجه [منزه از نقص] است، یعنی هر چه هم که شما بخواهید صفات کمال به او نسبت بدهید آخرش آن صفات کمال- چون شما نسبت میدهید- عاری از نوعی نقص نیست. این جامههایی که بشر در معرفت خودش به پروردگار میپوشاند، در نهایت امر باید پروردگار را از اینها منزه بداند؛ یعنی باز او برتر و بالاتر از همه اینهاست.
آن نکتهای که در آن تفسیر نوشته بود این بود که چرا همیشه بعد از «ملِک» کلمه «قدّوس» میآید؟ چون «ملِک» نهایت اقتدار را میرساند. بشر روی تجربههای ذهنی خودش هر جا که اقتدار و قدرت را دیده است یک نوع نامنزّهی هم پشت سرش دیده است، یعنی وقتی خود بشر قدرت پیدا میکند دیگر حسابها و معیارها از دست میرود. قدرت که پیدا شود، آلودگی به نقایص و به کارهایی که نبایست کرد هم پیدا میشود؛ به اصطلاح معروف «سوء استفاده». قدرت که آمد سوء استفاده هم پیدا میشود. پیغمبر فرمود: «مَنْ مَلِک اسْتَأْثَرَ» هر کسی که قدرت زیاد پیدا کند (در بشرها) بعد استیثار پیدا میکند یعنی همه چیز را به خودش اختصاص میدهد، میگوید «من». ولی پروردگار آن ملِک و صاحب قدرت و صاحب اقتدار بی منتهایی است که در عین اینکه این قدرت بیمنتهاست دامن کبریائش هرگز به هیچ نقصی آلوده نمیشود. تا شنیدید او قدرت علیالاطلاق است، اقتدار