آشنایی با قرآن ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٤١ - یک سؤال
دارد که آن را صوم عوام میگویند. آن درجه عام روزه همین است که انسان امساک کند از این امور معروفهای که در روزه هست: امساک کند از خوردن، از نوشیدن، از جنب شدن عمدی، از داخل صبح شدن در حال جنابت، از سر زیر آب کردن، از غبار غلیظ در حلق فرو کردن، از دروغ بستن عمدی بر خدا و رسول. این خودش درجهای از روزه است. هر کسی که اینها را رعایت کند آن روزه عوام را گرفته است.
اما روزه یک درجه بالاترش این است که با این امساکهای ظاهری (امساک از خوردنها و آشامیدنها و امثال اینها) توأم بشود امساک از گناهان به طور کلی، یعنی دهان انسان که روزه میگیرد، زبان انسان هم روزه بگیرد، زبان هم در حال روزه امساک کند نه تنها از حرامهایی از قبیل غیبت و دروغ و امثال اینها، بلکه امساک کند حتی از سخنان لغو و بیهوده و بیاثر و بیفایده؛ چشم انسان هم امساک کند از نظر به حرام؛ گوش انسان هم امساک کند از استماع امر حرام؛ دست و پای انسان هم امساک کند از انجام دادن یک عمل حرام. حال اگر کسی این کارها را نکرد و زبان و چشم و گوش و دست و پایش صائم نبود، آیا او روزه دارد یا روزه ندارد؟ هم دارد و هم ندارد. روزه دارد، آن درجه پایینش را، اولین درجه روزه را، روزه عوام را؛ روزه ندارد، یک درجه از آن بالاتر را. مرتبه دیگر روزه این است که انسان در حال روزه از پارهای حلالها هم امساک کند. این میشود یک درجه بالاتر و درجه سوم.
بالاترین و چهارمین درجهاش امساک از غیراللَّه است، یعنی در حال روزه قلب انسان از غیر خدا بهطور کلی خودداری کرده باشد و جز خدا در قلب انسان چیزی نباشد. همه اینها روزه است، اما اینها مراتب و درجات یک حقیقت هستند.
یا مثلًا طهارت هم همین طور است. یک درجه نازل طهارت همین طهارت از حَدَث و طهارت از خَبَث است، همین که انسان مثلًا بدنش آلوده به این نجاسات معهود نباشد و طهارت داشته باشد به معنای اینکه وضو یا