آشنایی با قرآن ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٠٩ - همه عالم اسم خدا و جلوه اوست
است، آنهم هر اسمی که صادق است در یک حد بسیار محدودی صادق است. «لَهُ الْاسْماءُ الْحُسْنی» یا در آیه دیگر میفرماید: «وَلِلَّهِ الْاسْماءُ الْحُسْنی» [١] اسماء حسنی منحصراً از آنِ اوست، به این معنا که آن که جمیع اسماء حسنی و هر اسمی هم به نحو احسن و اکمل [و] به طور غیر متناهی بر او صادق است ذات پروردگار است.
این است که در [دعا] میفرماید: «لَک الْاسْماءُ الْحُسْنی وَ الْامْثالُ الْعُلْیا» [٢]. ما در این بیانی که الآن عرض کردیم گفتیم غیر خدا هم اسم حَسن دارد ولی بعضی اسمهای حسن را، و آن اسمی را هم که دارد نه به حد اعلا و اکمل، ولی خداوند همه اسماء حُسنی را و هر اسم حَسنی را هم به نحو احسن دارد. اگر با یک نظر توحیدی عمیقتر نگاه کنیم میبینیم در [آنجا] که میفرماید: «لَک الْاسْماءُ الْحُسْنی وَ الْامْثالُ الْعُلْیا» اصلًا همه چیز را منحصر به خدا میکند. معنایش این میشود که غیر خدا هم هر اسم حَسنی دارد باز از اوست یعنی پرتوی و جلوهای است از او. خیال نکن که خدا مقداری از علم را به این انسان عالِم داده و العیاذ باللَّه خودش ندارد؛ بلکه علم او هم مظهری است از علم حق؛ خود او و علمش هم به یک اعتبار اسمی از اسماء حسنای الهی است. هر موجودی هر صفت کمالی که دارد، آن صفت به اعتبار اینکه مظهری از مظاهر اسماء الهی است مال خداست بلکه بیش از آنکه مال خود آن شئ باشد مال خداست. آنچه که به خدا نسبت داده نمیشود فقط نسبتهای نقص است، عدم است، نیستیهاست که پروردگار قدّوس است، منزّه است از اینکه نیستیها و بیکمالیها و محدودیتها به او نسبت داده شود.
[١]. اعراف/ ١٨٠.
[٢]. فروع کافی، ج ٤/ ص ١٦٠.