آشنایی با قرآن ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٢ - تکذیب جهنم
میکنند و آنهایی که به مقدار کم هم میکشند، دیگر به ناصیه نمیرسند.
این، خلاف احتیاط است. اینجا که دارد: «فَیؤْخَذُ بِالنَّواصی وَالْاقْدامِتکذیب جهنم «
هذِهِ جَهَنَّمُ الَّتی یکذِّبُ بِهَا الْمُجْرِمونَ» این است آن جهنمی که گناهکاران دروغ میپنداشتند یعنی نسبت دروغ میدادند که ای آقا دروغ است. دروغ دانستن غیر از نسبت دروغ دادن است. [نسبت دروغ دادن یعنی] دروغ دانستنی که منشأش این است که انسان نمیخواهد فلانچیز راست باشد. این مطلب را مکرّر گفتهایم که گاهی انسان چیزی را تصدیق میکند چون دلش میخواهد راست باشد. چون دلش میخواهد راست باشد میگوید راست است. یک چیزی را میگوید دروغ است چون دلش میخواهد دروغ باشد. مثل اینکه گاهی میگوییم انشاءاللَّه دروغ است، یعنی دل من میخواهد دروغ باشد؛ یا میگوییم انشاءاللَّه راست است، یعنی دل من میخواهد راست باشد؛ در حالی که دلبخواهی نیست. راست را آدم باید تصدیق کند، خواه دل من بخواهد خواه نخواهد. دروغ را انسان باید دروغ بداند خواه دل من بخواهد خواه نخواهد. «تکذیبها» یعنی دروغ نسبت دادنهایی که منشأش این است که انسان نمیخواهد مطلب راست باشد؛ چرا؟ چون میخواهد گناه کند و دلش میخواهد کیفری نباشد. چون دلش میخواهد کیفر نباشد میگوید این حرفها چیست؟! یعنی با برنامه ما جور درنمیآید. این مطلب را خود قرآن بیان میکند. در سوره قیامت- که بعد انشاءاللَّه خواهیم رسید- میفرماید: «لا اقْسِمُ بِیوْمِ الْقِیمَةِ.وَ لا اقْسِمُ بِالنَّفْسِ