آشنایی با قرآن ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٩١ - هواز اسماء اللَّه
«هو» هستی؛ یعنی برای هیچ بشری امکان اینکه احاطه به ذات پروردگار پیدا کند نیست؛ لهذا او را میگویند «غیبالغیوب» (غیب همه غیبها) و آن، آن جهتی است که جز ذات پروردگار هیچ موجودی نمیتواند بر آن دست بیابد و احاطه پیدا کند: «لا احْصی ثَناءً عَلَیک انْتَ کما اثْنَیتَ عَلی نَفْسِک» پروردگارا من هر چه تو را ستایش کنم و ثنا بگویم قادر نخواهم بود که تو را آنچنان که شایسته هستی و باید، ثنا بگویم؛ تو آنچنان هستی که خود، خود را وصف و توصیف میکنی. پس این، معنی اسم بودن «هو» است.
«هُوَ اللَّهُ الَّذی لا الهَ الّا هُوَ عالِمُ الْغَیبِ وَالشَّهادَةِ». «عالم» و «علیم» هر دو اسم پروردگار است. عالمِ مطلق است و علیمِ مطلق؛ ولی برای آنکه ضمناً بیان شود که آنچه او میداند از دو نوع است (یعنی در واقع ما دو جور عالَم داریم: غیب و شهادت) او هم عالِم غیب است و هم عالِم شهادت، لهذا این تعبیر در قرآن مکرر آمده است که «عالِمُ الْغَیبِ وَالشَّهادَةِ» عالِم غیب و شهادت. شهادت یعنی حضور، آشکار؛ غیب یعنی نهان. در واقع «عالِمُ الْغَیبِ وَالشَّهادَةِمعنی غیب
مقصود از «غیب» در اینجا چیست؟ ما یک غیب نسبی داریم و یک غیبِ به یک اعتبار مطلق. برای ما اکثر غیبها و شهادتها نسبی است؛ چطور؟ مثلًا ما الآن در این منزل و در این اتاقها که هستیم آنچه که در شعاع دید چشم ما قرار گرفته است برای ما شهادت است، دیگر ماورای آن، همه برای ما غیب است و نهان. ما حتی از جیب یکدیگر اطلاع نداریم. همینهایی که اینجا نشستهایم، فقط یک ظاهری از یکدیگر میبینیم، دیگر غیر از همین ظاهر و شکل و اندام و وضع نشستن و این صندلیها و این دیوارها و این سقف و این