آشنایی با قرآن ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٩٣ - هواز اسماء اللَّه
به معنای احشاء و امعاء و قلب و کبد و ریه و کلیه خود را نمیبینیم ولی دیدنیاند و نمیبینیم، از باب اینکه پرده شکم فعلًا مانع است؛ اگر شکم ما را بشکافند هر کسی میتواند ببیند. اینها غیب نیست. اینها را ما نمیبینیم ولی دیدنیهایی است که نمیبینیم. اما آنچه که به روح ما تعلق دارد اصلًا دیدنی نیست. یک کسی بگوید ما میخواهیم مغز این شخص را بشکافیم روحش را پیدا کنیم، یا کسی بگوید میخواهیم مغز او را زیر اشعه ایکس بگذاریم روحش را پیدا کنیم، افکار و اندیشههایش را پیدا کنیم؛ بگوید شما گلستان سعدی یا سوره جمعه را حفظ هستید، من میخواهم مغز شما را زیر اشعه ایکس بگذارم ببینم این گلستان سعدی یا سوره جمعه در کجای آن وجود دارد؟
چنین چیزی امکان ندارد. پس فرق است میان دیدنی و ندیدنی. «غیب» در اینجا به معنی «ندیدنی» است، نه آن که ما نمیبینیم. فرق است میان آن که نمیبینیم ولی دیدنی هست (مشهد را الآن ما نمیبینیم ولی امری است دیدنی) و آن که اصلًا دیدنی نیست.
قرآن وقتی سخن از غیب میگوید یعنی ندیدنیها: «وَ عِنْدَهُ مَفاتِحُ الْغَیبِ لایعْلَمُها الّا هُوَ» [١] کلیدهای ندیدنیها در نزد اوست. گفتیم خود پروردگار غیب الغیوب است، از هر ندیدنیای ندیدنیتر است، چون موجود هر چه از نظر وجود کاملتر باشد از دسترس حواس انسان خارجتر است. آنگاه فرق مؤمن و غیر مؤمن در این است که مؤمن آن کسی است که تنها به دیدنیها ایمان ندارد، به ندیدنیها هم ایمان دارد، یعنی به حقایق موجود ندیدنی هم اعتقاد و ایمان دارد (الم.ذلِک الْکتابُ لا رَیبَ فیهِ هُدی لِلْمُتَّقینَ.الَّذینَ یؤْمِنونَ بِالْغَیبِ وَ یقیمونَ الصَّلوةَ وَ مِمّا رَزَقْناهُمْ ینْفِقونَ) [٢] و اساساً پیغمبران آمدهاند برای
[١]. انعام/ ٥٩.
[٢]. بقره/ ١- ٣.