آشنایی با قرآن ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٦٢ - ریشه حقوق بشر
رَسولِهِریشه «حقوق بشر»
[اخیراً] به نام «حقوق بشر» حرفهای مفت بیاساسی- که درست فکر نکردهاند- میگویند که بشر فیحد ذاته قطع نظر از دین و مذهب حقوقی دارد. (اینجا باید گفت خدا پدر مارکسیستها را بیامرزد که آنها این حرفها را بهکلی نفی کردهاند.) میگوییم منشأ این حقوق چیست؟ چرا بشر چنین حقوقی دارد؟ این حقوق را چه کسی قرار داده و از کجاست؟ چرا بشر چنین حقوقی دارد و اسب این حقوق را ندارد؟ آیا طرحی در عالم هست که چه برای چیست؟ یعنی آیا در باطن عالم یک پیوستگی در کار است و آن این است که اگر انسانی در عالم خلق شده و مواهبی به نام محصول، زراعت، میوه، پوشیدنیها و خوردنیها در عالم هست، اینها برای انسان خلق شده؟ حرف درستی است. بعد میگوییم این عالم، این دستگاهی که دارد این امور مورد استفاده را تحویل بشر میدهد، این رودخانهها، این جنگلها، این میوهها، این زمینهای پر استعداد، این آب و هوا، این عالم خلقت اینها را برای یک نفر نیافریده، برای یک طبقه هم نیافریده، برای همه آفریده. حرف درستی است (وَالْارْضَ وَضَعَها لِلْانام [١] زمین را برای همه مردم قرار داد). ولی اساس حرف تو این است که اصلًا پیدایش زمین به علت یک تصادف بود، پیدایش حیات در روی زمین هم به علت یک تصادف دیگر بود، انسان هم در اثر یک تنازع بقای خونین به وجود آمد؛ در اثر جنگهای بیرحمانهای که نسلهای حیوانات با یکدیگر کردند، یکی از نسلها شده انسان. یکدیگر را
[١]. رحمن/ ١٠.