آشنایی با قرآن ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٨٢ - تفسیر سوره واقعه (١)
میتوان گفت که تمام این سوره مربوط به قیامت است. اینچنین شروع میشود: «اذا وَقَعَتِ الْواقِعَةُ» آنگاه که واقع شد «واقع شده». کلمه «وقوع»، ظاهراً کلمه دیگری وجود نداشته باشد که معنایش از خودش روشنتر باشد. با هر کلمه دیگری بخواهیم آن را تفسیر کنیم باز به اندازه خودش یا بیشتر از خودش روشن نیست. گاهی میگویند وقوع یعنی حدوث. ولی وقوع با حدوث متفاوت است. هر وقت «حدوث» گفته شود عنایت به این است که یک چیزی که نبود بعد وجود پیدا کرد. میگویند حدوث یعنی وجودِ بعد از عدم. ولی در «وقوع» این جهت قید نشده، یعنی شیء اگر وجود بعد از عدم پیدا کند وقوع پیدا کرده است و اگر وجودش بعد از عدم هم نباشد باز واقعیت و واقع است. در اصطلاح قدیم خودمان و مخصوصاً در اصطلاح جدید، کلمه «واقعیت» زیاد استعمال میشود، میگویند واقعیت یعنی حقیقت قطع نظر از تصور و فکر ما یعنی قطع نظر از اینکه ما بدانیم که آن هست یا نیست؛ آن را میگوییم واقعیتی است، یعنی خودش فی حدّ ذاته وجود دارد، حقیقت دارد. اینجا که راجع به قیامت، تعبیر به «واقعه» میشود یعنی امری محقَّق و امری موجود، کما اینکه در آیه دیگر تعبیر به «حاقّه» شده است: «الْحاقَّةُ.مَا الْحاقَّةُ» [١]. میشود گفت که در این تعبیرات این معنا نهفته است که شما به قیامت به چشم یک امری که واقع نشده است و در آینده باید واقع شود نگاه نکنید، آن را یک امر واقع شده بدانید، حال یا از آن جهت که به تعبیر بعضی آنچنان قطعیالوقوع است که باید آن را واقعشده فرض کنید و یا از آن جهت که مسأله قیامت، مسأله زمان نیست که در زمان آیندهای میخواهد رخ بدهد، مسأله به اصطلاح «اطوار» است و اینکه الآن هم آن عالمی که نامش «عالم قیامت» است به یک معنا وجود دارد، آن یک
(١). حاقّه/ ١ و ٢.