آشنایی با قرآن ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٣٦ - روایتی از رسول اکرم صلی الله علیه و آله
روایتی از رسول اکرم صلی الله علیه و آله
روایتی هست از حضرت رسول صلی الله علیه و آله که خیلی عجیب و عالی این آیه را تفسیر میکند. در حدیث است که یک وقتی [حضرت] با ابن مسعود بودند و ظاهراً سوار بودند. (ابن مسعود همان صحابی معروف است که از غلامان مکه و غلام ابوجهل بود و بعد مسلمان شد و جزو مسلمین خیلی جلیلالقدر قرار گرفت و جزو محدثین خیلی بزرگوار و از صحابه جلیل و به اصطلاح مُبالی امیرالمؤمنین علی علیه السلام است.
او از آن غلامهایی بود که در جاهلیت اصلًا هیچ به حساب نمیآمد و در اثر اسلام مقام عالی پیدا کرد. ظاهراً یک وقتی پشت سر حضرت رسول سوار بود.) حضرت به او فرمود:یابْنَ امِّ عَبْدٍ (گویا به مادرش «امّ عبد» میگفتند؛ کنیه مادرش بوده. او را به نام مادرش خطاب کرد، فرمود:یابْنَ امِّ عَبْدٍ) آیا میدانی که چگونه شد که نصاری رهبانیت را از پیش خود اختراع کردند، منشأ رهبانیت چه بود و از کجا پیدا شد؟ او گفت: «اللَّهُ وَ رَسولُهُ اعْلَمُ» خدا و رسولش بهتر میدانند، شما بفرمایید. فرمود در میان اتباع عیسی فسق و فجور و کفر پیدا شد و مؤمنین امت عیسی علیه کفرها و فسق و فجورها قیام کردند و جنگیدند ولی چون نیروی طرف بیشتر بود اینها مکرر شکست خوردند به طوری که از اینها باقی نماند مگر عدّه کمی. اینها دیدند که دیگر تاب مقاومت ندارند؛ گفتند اگر ما باز هم به مبارزه ادامه بدهیم همه ما کشته میشویم و کسی در روی زمین باقی نمیماند که بخواهد دعوت به دین بکند؛ پس مصلحت این است که ما در بلاد متفرق و مخفی بشویم تا وقتی که پیغمبری که عیسی به ما وعده داده است که خواهد آمد (یعنی خاتمالانبیاء) ظهور کند و آن وقت اگر ما زنده باشیم در رکاب آن پیغمبر این مبارزه را ادامه بدهیم. این بود که اینها رفتند در شعاب جبال مخفی شدند. این کار، کاری بود که خدا بر آنها ننوشته بود ولی خلاف رضای خدا هم نبود، کار معقولی بود. این عمل را آنها نکردند