آشنایی با قرآن ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٨٩ - هواز اسماء اللَّه
خدا را با فلان صفت توصیف کنی لازمهاش این است که به خدا اشاره کرده باشی و هر کس که به خدا اشاره کند خدا را محدود کرده است. در خطبه اول نهجالبلاغه است: «... وَ مَنْ جَهِلَهُ فَقَدْ اشارَ الَیهِ وَ مَنْ اشارَ الَیهِ فَقَدْ حَدَّهُ .«هو»از اسماء اللَّه
نکته دیگر این است که کلمه «هو» در باره خدا از ضمیر هم یک درجه بالاتر است. اصلًا «هو» یک اصطلاح خاص قرآنی و اصطلاح خاصیاست که ما در دعاها این را استنباط میکنیم که «هو» خودش یکی از اسماءالله است، یعنی «او»، یعنی آن که «او» ی حقیقی فقط اوست، چون «او» اشاره به غیب و غایب است؛ یعنی او که غیر او «این» و «آن» دارد، و آن که اساساً «او» ی مطلق است یعنی غیب مطلق است خداوند است. لذا در دعاها اگر توجه کرده باشید ما اینجور تعبیرات داریم:
«یا هو». اصلًا «هو» به معنی ضمیری معنی ندارد که منادی واقع شود. ولی «هو» در مورد خدا منادی واقع میشود، میگوییم: «یا هو»، «یا مَنْ لا هُوَ الّا هُوَ» (در دعاها تعبیرات خیلی عجیبی است!) ای کسی که «هُوَ» ی حقیقی نیست مگر او؛ «هُوَ» یی که منحصراً به او باید گفت «هو» فقط تو هستی.
حدیثی است که از وجود مقدس سیدالشهداء سلاماللَّه علیه روایت شده است [١]، حدیث خیلی مفصلی است در تفسیر «قُلْ هُوَ اللَّهُ احَدٌ» و
[١]. آن حدیث در صافی است، میخواستم کتاب را بیاورم که آن را از رو بخوانم، فرصت نشد. خیلیعالی است. انشاءالله شاید در محلش (قُلْ هُوَ اللَّهُ احَد) به آن بپردازیم.