آشنایی با قرآن ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٣ - یک مثال
یک مثال
مثالی برایتان عرض کنم که مطلب کاملًا روشن شود: اشیاء، یک وجودِ فینفسه دارند، یک وجود برای ما. وجود فی نفسه یعنی اشیاء آنطور که هست. وجود برای ما یعنی ظهورش برای ما. حال این دو آیه دیگر قرآن را توجه بفرمایید. از جمله اصول توحیدی قرآن این است که «قُلِ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذی لَمْ یتَّخِذْ وَلَداً وَ لَمْ یکنْ لَهُ شَریک فِی الْمُلْک وَلَمْ یکنْ لَهُ وَلِی مِنَ الذُّلِّ وَ کبِّرْهُ تَکبیراً» [١]. «وَ لَمْ یکنْ لَهُ شَریک فِی الْمُلْک» یعنی خدا در مُلک، در مالکیت، در سلطه، در قدرت، شریک و رقیب ندارد یعنی اینطور نیست که این مُلک تقسیم میشود، یک مقدار کمش مالِ من است آن زیادش مال خداست؛ بلکه مُلکی هم که من دارم در طول [ملک او] است. من دارم، مال من است، ولی من و مُلکم باز مال او هستیم. از وجهه الهی تمام مُلک از اوست؛ در عین اینکه مخلوقاتش مُلک دارند ولی ملک داشتن آنها در طول ملک داشتن اوست. اگر کسی فکر کند که خدا در مُلک شریک دارد، این نوعی شرک است. ولی این، وجود واقعی و حقیقت مطلب است.
پس این، اعتقاد ایمانی است که هر کسی باید داشته باشد. در عین حال
[١]. اسراء/ ١١١.