آشنایی با قرآن ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٨ - جن، جسمی غیر مرئی
جن، جسمی غیر مرئی
این مسأله که آیا میشود یک شیء جسم باشد و غیر مرئی، در علم قدیم جزء مشکلات بوده است. در علم و فلسفه قدیم فرض این مطلب که یک شیء جسم باشد و در عین حال غیر مرئی یعنی غیر قابل رؤیت باشد، امر مشکلی بوده است.
حداکثر آنچه که تصور میکردند [این بود که] مثلًا در مورد هوا میگفتند هوا جسم هست ولی جسم غیر مرئیاست چون ما یکدیگر را به وساطت هوا و نور میبینیم اما خود هوا را نه میبینیم و نه لمس میکنیم؛ وجود هوا را به قرائنی به دست میآوریم، از قبیل اینکه وقتی مثلًا کوزهای را در آب فرو میبریم میبینیم قُلقُل میکند، احساس میکنیم که یک چیزی دارد خارج میشود؛ یا در مواقع سرعت، مثلًا وقتی که سوار اسب میشویم، احساس میکنیم یک چیزی با صورت و دست ما تماس پیدا میکند و فشار میآورد، در صورتی که آن آدمی که ایستاده آن را احساس نمیکند. این حد اکثر تصوری بود که [قدما] راجع به اینکه یک شیء جسم باشد و مرئی نباشد داشتند.
ولی امروز مسأله شکل دیگری پیدا کرده و آن این است: جسم یعنی شیئی که دارای جوهری باشد که دارای ابعاد است. اینکه در قدیم خیال میکردند همه جسمها سهبعدی است امروز مورد قبول نیست یعنی معتقدند که ممکن است جسمی دوبعدی باشد، جسمی یکبعدی باشد، جسمی چهار بعدی باشد، جسمی ششبعدی باشد. میگویند ما خودمان سهبعدی هستیم و ساختمان ادراک ما هم ساختمان سهبعدی است، یعنی ما فقط اجسام سهبعدی را درک میکنیم. اگر اجسامی باشند که سهبعدی نباشند، دوبعدی یا چهاربعدی باشند آن وقت دیگر ما نمیتوانیم آنها را درک کنیم. شاید دوبعدیها را مثلًا بتوانیم درک کنیم چهاربعدیها را نتوانیم یا برعکس. به هر حال ادراکات ما ادراکات سهبعدی است نه کمتر و نه بیشتر. بنابراین