آشنایی با قرآن ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٠٨ - همه عالم اسم خدا و جلوه اوست
داستان ابنالجوزی را مکرّر عرض کردهایم که بالای منبر بود، زنی از او مسألهای سؤال کرد. نمیدانست. با شهامت گفت: نمیدانم. زن گفت: تو که نمیدانی چرا سه پله از دیگران بالاتر نشستهای؟ گفت: آن سه پله را بالاتر رفتهام به اندازه آن چیزهایی که میدانم و شما نمیدانید؛ اگر میخواستند به نسبت چیزهایی که نمیدانم برایم منبر بسازند تا فلک هفتم بالا میرفت.
این است که هر انسانی هر اندازه عالم باشد باز ناعالم بودنش هزاران برابر بیشتر است از عالم بودنش.
یا «متکلّم» صفتی است که برای انسانها صادق است، برای خدا هم صادق است. ولی انسان متکلم است به کلام محدود. هر چه هم انسان پرحرف باشد همه حرفهای او از اول تا آخر عمرش مگر چقدر است؟ ولی خداوند متکلم است چون تمام عالم و ذرّات وجود، کلمات او هستند: «قُلْ لَوْ کانَ الْبَحْرُ مِداداً لِکلِماتِ رَبّی لَنَفِدَ الْبَحْرُ قَبْلَ انْ تَنْفَدَ کلِماتُ رَبّی» [١]همه عالم اسم خدا و جلوه اوست
همچنین در باره خدا جمیع اسماء حُسنی- نه بعضی- صادق است. مثلًا در باره انسان بعضی اسماء صادق است و بعضی اصلًا صادق نیست. برای مثال، قدیم بودن، ازلی بودن، قائمبالذّات بودن از اسماء حسنی است که در مورد انسان هیچ صادق نیست. در باره غیر خدا بعضی از اسماء حسنی صادق
[١]. کهف/ ١٠٩.