آشنایی با قرآن ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٧٤ - معنی تقوا
ایمانش بر خواهشها و هوسهایش تسلط داشته باشد به طوری که بتواند خودش خودش را نگه دارد، این نیروی خود نگهداری اسمش «تقوا» است. خود را نگهداشتن از چه؟ از آلوده شدن به معصیت. نتیجه آلوده شدن به معصیت چیست؟ در معرض قهر و انتقام خدا قرار گرفتن. پس خود را نگهداری کردن از معصیت لازمهاش اجتناب از معصیت است و لازمه اجتناب از معصیت، خود را از لازمه معصیت یعنی خشم الهی نگهداری کردن است. پس اگر گفتند «اتَّقِ الذَّنْبَ» معنایش این است که خود را نگهدار از اینکه گرفتار گناه شوی. اگر بگویند «اتَّقِ اللَّهَ» معنایش این است که خود را نگهدار از اینکه گناه کنی و در اثر گناه کردن در معرض خشم الهی قرار بگیری. ما کلمهای نداریم که بخواهیم بهجای «اتَّقُوا» بگذاریم و لذا ترجمه نداریم؛ همیشه میگوییم تقوای الهی داشته باشید. لغتی در زبان فارسی وجود ندارد که به جای کلمه «تقوا» بگذاریم ولی وقتی که با جمله [١] بیان کنیم و بگوییم «خود را نگهداری کردن»- که اساس تربیت دینی همین است که انسان خود بر خود مسلط باشد- مقصود همین در میآید. مگر میشود چنین چیزی که یک چیز خودش بر خودش مسلط باشد؟
اگر یک چیز خودش یک امر بسیط باشد که معنی ندارد خودش بر خودش مسلط باشد. این نشان میدهد که انسان دو «خود» دارد، یک خودش خود حقیقی است و خود دیگرش ناخود است، و در واقع [تقوا] تسلط خود است بر ناخودی که [انسان] آن ناخود را خود میداند.
شاید این حدیث را مکرر خوانده باشیم که پیغمبر اکرم عبور میفرمودند، دیدند عدهای از جوانان مسلمین در مدینه مشغول زورآزمایی هستند از این راه که سنگ بزرگی را بلند میکردند- مثل «وزنهبرداری»- که
[١]. [مقصود مضمون جمله است.]