وهابيت، مبانى فكرى و كارنامه عملى - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٧ - ٣ وهّابيّت پيشينه فكرى، كارنامه عملى
آنگاه از طريق بصره آهنگ احساء كرد و از آنجا به «حُرَيْمَله» اقامتگاه پدرش رفت.
تا زمانى كه پدرش در قيد حيات بود وى كمتر سخن مى گفت. تنها گاه ميان او و پدرش نزاعى درمى گرفت. ولى پس از درگذشت پدر به سال ١١٥٣ق، پرده از روى عقايد خود برداشت.[١]
تبليغات محمد بن عبدالوهاب در شهر حُرَيْمَله افكار عمومى را برآشفت، به گونه اى كه ناچار شد «حريمله» را به عزم اقامت در عُيَيْنَه (كه زادگاهش بود) ترك كند. در «عيينه» با حاكم وقت، عثمان بن مَعْمَرْ، تماس گرفت و دعوت جديد خود را با او در ميان نهاد و قرار شد كه او با پشتيبانى حاكم، آيين خود را تبليغ كند. ولى طولى نكشيد فرمانرواى احساء كه مقامى برتر از حاكم عيينه داشت عمل عثمان را ناروا شمرد و دستور داد هر چه زودتر فرزند عبدالوهاب را از شهر عيينه بيرون كند.
محمد بن عبدالوهاب ناچار شد نقطه سومى را به نام دِرعيّه براى اقامت برگزيند كه محمد بن سعود (جدّ آل سعود) بر آن حكومت مى كرد. او دعوت خود را با حاكم درعيّه در ميان نهاد و هر دو پيمان بستند كه رشته دعوت از آنِ محمد بن عبدالوهاب، و زمام حكومت در دست محمد بن سعود باشد. براى استحكام اين روابط، ازدواجى نيز بين دو خانواده صورت گرفت.
محمد بن عبدالوهاب تبليغ خود را در پرتو قدرت حاكم آغاز كرد. به زودى هجوم به قبايل اطراف و شهرهاى نزديك شروع شد و سيل غنايم از اطراف واكناف به شهر درعيّه، كه شهر فقير و بدبختى بود، سرازير گشت، اين
[١] آلوسى، تاريخ نجد، صص ١١١ـ ١١٣.