وهابيت، مبانى فكرى و كارنامه عملى - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٩ - ٣ وهّابيّت پيشينه فكرى، كارنامه عملى
تمدن و معارف وحقايق اسلامى.
جنگهايى كه وهابيان در نجد و خارج از نجد (همچون حجاز و يمن و شام و عراق) مى كردند، جاذبه اى دلفريب داشت: ثروت هر شهرى كه با قهر و غلبه بر آن دست مى يافتند، بر مهاجمين حلال بود، اگر مى توانستند آن را جزو متصرفات و املاك خود قرار مى دادند و در غير اين صورت، به غنايمى كه به دست آورده بودند اكتفا مى كردند.[١]
هر انديشه نوظهورى ـ خاصّه اگر در پوشش «توحيد» عرضه شود ـ در روزهاى نخست توجه مردم را به خود جلب مى كند، خاصّه در جاييكه مردم آن از علم و دانش دور باشند. روزى كه محمد بن عبدالوهّاب كار خود را در نقاب دعوت به توحيد و مبارزه با شرك آغاز كرد، برخى از شخصيتهاى نجد و يمن به سوى وى اقبال كردند. براى نمونه زمانى كه موج دعوت او به يمن رسيد امير محمد بن اسماعيل (١٠٩٩ـ ١١٨٦) مؤلف كتاب «سُبُلُ السلام فى شرح بلوغ المرام» قصيده اى بلند بالا در مدح محمد بن عبدالوهاب سرود كه مطلع آن چنين بود:
سَلامٌ على نجـد وَمَـنْ حَـلَّ فِـى نَجْـد *** وَإنْ كانَ تَسليمى على البُعد لا يُجدى
درود بر نجد و كسى كه در آن قرار دارد، هر چند درود من از اين راه دور سودمند نيست.
ولى همو، هنگامى كه خبرهاى ناگوارى از قتل و غارت وهّابيان را دريافت كرد و فهميد كه محمد بن عبدالوهاب به تكفير مسلمانان پرداخته و
[١] جريرة العرب فى القرن العشرين، ص ٣٤١.