وهابيت، مبانى فكرى و كارنامه عملى - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٢٦ - تبرك به پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم) وآثار بازمانده از وى
دانست كه مفاد اين اصل، نفى تأثير پديده هاى جهان در يكديگر نيست، زيرا از نظر آيات قرآنى و دلايل علمى و فلسفى، جهان آفرينش بر اساس يك رشته علّت و معلول، و به تعبير ديگر اسباب و مسببّاتى استوار است و پديده پيشين ـ در شرايطى ـ در پديده پسين تأثير مى گذارد. ولى تمام جلوه هاى هستى از «مؤثر» و «تأثيرگذارى» و «اثر » در پرتو مشيت خدا صورت مى پذيرد، مثلاً فروزندگى خورشيد،درخشندگى ماه، سوزندگى آتش، و پرورش گياهان به وسيله آب، همه و همه، طبق مشيت خدا جامه عمل مى پوشد ،و اگر لحظه اى مشيت خود را برگيرد چيزى در جهان هستى باقى نمى ماند.
براى توضيح بيشتر يادآور مى شويم در جهان آفرينش فقط يك سبب اصلى وواقعى وجود دارد و آن خدا است، در عين حال در دل هستى، يك رشته اسباب وعلل فرعى و تَبَعى حاكم است كه همگان به اذن و مشيت او، كارگزار عالم آفرينش مى باشند; مثلاً پرورش درختان و زندگى انسان در پرتو يك رشته عوامل طبيعى است كه اگر اين عوامل طبيعى (مانند آب و هوا و نور) برداشته شوند، هستىِ انسان به خطر مى افتد، ولى در عين حال، مشيّت الهى پيش نياز «تأثيرگذارى» اين عوامل است و همه آنها سربازان الهى و مجريان فرمانِ فرمانده كلِّ هستى امكانى مى باشند.
قرآن در سوره بقره آيه ٢٢ به چنين اثر بخشى تَبَعى و به اصطلاح فلاسفه «تأثير ظلّى» تصريح كامل دارد:
(اَلَّذى جَعَلَ لَكُمُ الأَرْضَ فِراشاً وَالسَّماءَ بِناء وَاَنْزَلَ مِنَ السَّماء ماءً فَأَخْرجَ بِهِ مِنَ الثَّمَراتِ رِزْقاً لَكُمْ) .[١]
[١] بقره/٢٢.