وهابيت، مبانى فكرى و كارنامه عملى - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٧٣ - اشكال سوم اين نوع توسل متضمن دعوت غير خدا است
بنابراين دعا در اين آيات به معناى نداى مطلق و صدا زدن نيست بلكه دعايى است كه حاكى از خضوع در مقابل خدا يا كسى كه كارهاى خدا به او واگذار شده است.
اين دو آيه و امثال آن، چه ارتباطى به نداى پيامبر دارد كه او را به عنوان بنده گرامى خدا ندا مى كنيم،يا صدا مى زنيم، بدون اينكه او را بپرستيم.
در كتابهاى مخالفان توسل، مجموع آياتى كه در باره توسل مشركان به خدايان دروغين وارد شده، در يك جا گرد آمده و به صورت طوطىوار همه را بر مسلمانان متوسل به ارواح مقدس تطبيق مى كند. در حاليكه اين آيات از دو نظر خارج از بحث است.
١. مورد آيات مشركان است نه موحدان.
٢. مشركان به خاطر اعتقاد به ربوبيت بتان، دعوت و خضوع آنان رنگ عبادت داشت در حاليكه مسلمانان به خاطر پاكى اعتقادشان خضوعشان نوعى تكريم و توسل به سببى است كه خدا معين كرده است.
خلاصه: دعوت و ندا كردن كه در اين آيات از آن نهى شده است به معنى پرستش آنهاست نه هر نوع ندا و دعوت كه عارى از آن باشد، براى اينكه مغالطه مخالفان روشن گردد بخشى از اين آيات را كه آنها در نوشته ها و سخنرانى خود بر آن تكيه مى كنند در اينجا مى آوريم تا روشن شود چگونه آسمان و ريسمان را به هم بافته و به تحريف موضوعى آيات پرداخته و آيات مشركان را بر عمل مسلمين تطبيق مى كنند، اينك آيات مورد نظر ما:
(وَالّذينَ يَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ لا يَسْتَجيبُونَ لَهُمْ بِشَيء).[١]
«وكسانى كه مشركان جز او را مى خوانند، هيچ جوابى به آنان نمى دهند».
(وَالَّذِينَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ لا يَستَطيعُونَ نَصْرَكُمْ وَلا أَنْفُسهُمْ يَنْصُرُونَ) .[٢]
«وكسانى كه به جاى او مى خوانيد، نمى توانند شما را يارى كنند و نه خويشتن را يارى دهند».
(إِنَّ الّذينَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللّه عِبادٌ أَمْثالكُمْ).[٣]
«در حقيقت، كسانى را كه به جاى خدا مى خوانيد بندگانى امثال شما هستند».
(وَالَّذِينَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ ما يَمْلِكُونَ مِنْ قِطْمير).[٤]
«وكسانى را كه بجز او مى خوانيد، مالك پوست هسته خرمايى]هم [نيستند».
(قُلْ أَنَدْعُوا مِنْ دُونِ اللّه ما لا يَنْفَعُنا وَلا يَضُرُّنا) .[٥]
«بگو آيا به جاى خدا چيزى را بخوانيم كه نه سودى به ما مى رساند و نه زيانى ».
[١] رعد/١٤. [٢] . اعراف/١٩٧. [٣] . اعراف/١٩٤. [٤] . فاطر/١٣. [٥] . انعام/٧١.