وهابيت، مبانى فكرى و كارنامه عملى - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤٠٢ - پاسخ
حلف بغير اللّه فقد أشرك.[١]
مردى پيش فرزند عمر آمد، و گفت: من به كعبه سوگند ياد مى كنم فرزند عمر گفت: به خداى كعبه سوگند ياد كن زيرا عمر به پدر خود قسم ياد كرد، پيامبر فرمود: به پدرت سوگند مخور، زيرا هر كس به غير خدا سوگند ياد كند براى خدا شريك قرار داده است.
در اين حديث سه مطلب وارد شده است:
الف: مردى نزد فرزند عمر به كعبه سوگند ياد كرد، او طرف را از چنين سوگندى باز داشت.
ب: عمر نزد پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم)به پدر خود سوگند ياد كرد، پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم)او را از چنين سوگندى نهى كرد.
ج: گفتار كلى پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم)كه فرمود: من حلف بغير اللّه فقد أشرك.
آنچه كه براى ما مهم است بخش دوم و سوم است.زيرا اجتهاد فرزند عمر كه آن شخص را از سوگند به كعبه بازداشت، براى خود او حجت است نه براى ما . و آنچه مهم است گفتگوى پيامبر با عمر مى باشد.
امّا نهى پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم)از سوگند ياد كردن عمر به پدرش، به اين علت است كه پدر او مشرك بوده و سوگند به مشرك، فاقد ارزش است و نوعى تجليل از شرك مى باشد.
وامّا مقصد از آنچه كه پيامبر به صورت ضابطه كلى نهى فرمود چيست؟
آيا مقصود، هر نوع سوگند به غير خدا است يا سوگند به لات و عزى،
[١] سنن كبرى:١٠/٢٩; مسند احمد:١/٤٧; ٢/٣٤، ٦٧، ٧٨، ١٢٥; سنن بيهقى:١٠/٢٩.