وهابيت، مبانى فكرى و كارنامه عملى - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٢٥ - توسل به پيامبر و اولياى الهى
اين اصل وضابطه، بر امور معنوى نيز حاكم است. لذا فيض الهى به نام هدايت غالباً به طور مستقيم از خدا به انسان نمى رسد، بلكه راهنمايى خدا از طريق ايجاد اسبابى مانند فطرت و آفرينش، عقل و خرد، پيامبران و رسولان، و علما و دانشمندان صورت مى پذيرد. قرآن مجيد، با اينكه در موارد متعدد هدايت را فعل خدا شمرده و سخن از (يُضِلُّ مَنْ يَشاءُ وَيَهْدِي مَنْ يَشاءُ) [١] مى گويد، مع الوصف پيامبر را از هدايتگران دانسته و با تأكيد مى فرمايد:
(وَإِنَّكَ لَتَهْدِى إِلى صِراط مُسْتَقيم).[٢]
«تو به راه راست هدايت مى كنى».
و منافات هم ندارد كه هدايت، از آنِ هر دو باشد وهدايت كه در اصل، فعل الهى است، به پيامبر نيز كه وسيله و واسطه انجام آن است نسبت داده شود.
كوتاه نظرانى كه افراد را در تحصيل اسباب نكوهش مى كنند و آن را با توكل و رازقيّت خداوند منافى مى دانند فهمشان در معارف قرآنى قاصر است ومعارف دقيق اسلامى را درست تفسير نكرده اند.
كوبيدن درهاى اسباب و اصرار بر تحصيل آنها، با توكل و توحيد در آفريدگارى و كردگارى، كمترين منافاتى ندارد .زيرا در ديده موحّد تحصيل گر، اسباب رنگ تَبَعى و ظِلّى دارند و او هر نوع تأثير گذارى و تأثير پذيرى در اشيا و پديده هاى جهان را، مظهر اراده فاعل مطلق و خالق جهان مى داند.
ضمناً از اين حيث، ميان خواسته هاى مادى و معنوى نيز فرقى
[١] فاطر/٨. [٢] . شورى/٥٢.