وهابيت، مبانى فكرى و كارنامه عملى - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤١٠ - گريه بر فراق عزيزان
عبدالمطلب (قدس سره)سر رسيد و به دنبال پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم)مى گشت ]وقتى آن حضرت را يافت [پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم)بين او و انصار فاصله شد و فرمود: او را به حال خود گذاريد. صفيه در نزد پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم)يا جنازه حمزه نشست و گريست. هرگاه صداى او به گريه بلند مى شد، صداى گريه پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم)نيز; و اگر او آهسته مى گريست پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم)هم. فاطمه(عليها السلام)دختر رسولخدا(صلى الله عليه وآله وسلم)نيز مى گريست و پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم)همراه او گريه مى كرد و مى فرمود: هرگز كسى مانند تو مصيبت زده نخواهدشد».[١]
«پس از جنگ احد كه پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم)به مدينه بازگشتند، با خبر شدند كه زنان انصاربر شهداى خود گريه مى كنند. حضرت فرمودند:« امّا حمزه عزادار و گريان ندارد»! انصار با شنيدن اين جمله، به زنان خود گفتند: هر كس خواست براى شهيد خود گريه كند، ابتدا بر حمزه عموى پيامبر گريه كند. بنا به گفته مؤلف كتاب مجمع الزوايد اين رسم تا كنون ادامه دارد و مردم بر هيچ مرده اى گريه نمى كنند مگر آنكه ابتدا بر حمزه بگريند».[٢]
«هنگاميكه خبر شهادت جعفر، زيد ابن حارثة و عبداللّه بن رواحة به پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم)رسيد، اشك از ديدگان حضرتش جارى شد».[٣]
«وقتى پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم)به زيارت قبر مادر خود رفت، به شدّت گريست و از گريه ايشان، اطرافيان نيز به گريه آمدند».[٤]
[١] امتاع المقريزى، ص ١٥٤. [٢] . مجمع الزوايد: ٦/١٢٠. [٣] . صحيح بخارى: كتاب «المناقب فى علامات النبوة فى الاسلام»; سنن بيهقى:٤/٧٠. [٤] . سنن بيهقى: ٤/٧٠، تاريخ خطيب بغدادى: ٧/٢٨٩.