وهابيت، مبانى فكرى و كارنامه عملى - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤٠٩ - گريه بر فراق عزيزان
در اين هنگام عبدالرحمان ابن عوف به آن حضرت گفت: مگر شماخودتان از گريه بر اموات نهى نكرديد؟ حضرت پاسخ داد:
«لا، ولكن نهيتُ عن صوتين احمقين و آخرين، صوت عند مصيبة و خمش وجوهو شقّ جيوب ورنّة شيطان، و صوت عن نغمة لهو، و هذه رحمة، و من لايرحم لايُرحم»
«نه! اما از دو صداى جاهلانه و دو كار نهى كرده ام; داد و فرياد به هنگام واردآمدن مصيبت و خراش دادن صورت و پاره كردن گريبان و صداى گريه اى كه در حلق پيچانده شود كه شيطانى است، و صداى نغمه لهوآميز. امّا اين گريه من، ناشى از عطوفت و رحمت است و البته كسى كه رحم نكند، بر او رحم نشود»[١].
نمونه فوق، اولين و آخرين گريه آن حضرت بر مصيبت عزيزان خود نبود. آن حضرت در مرگ فرزندش«طاهر» نيز مى گريست و مى فرمود:
«ان العين تذرف و انّ الدمع يغلب و القلب يحزن و لانعصى اللّه عزّ وجلّ».
«چشم گريان است و اشك ريزان و قلب سوزان و البته خداوند را عصيان نخواهيم كرد».[٢]
علامه امينى در اثر گران سنگ خود«الغدير»، موارد بسيارى از گريه پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم)و صحابه و تابعين را در مصيبت فقدان عزيزان و دوستان، گرد آورده است. نمونه هاى ذيل، از جمله مواردى است كه اين محقق انديشمند بدانها اشاره كرده است:
«وقتى حمزه (قدس سره)در جنگ احد به شهادت رسيد، صفيه دختر
[١] السيرة الحلبيه: ٣/٣٤٨. [٢] . مجمع الزوايد هيثمى: ٣/٨.