وهابيت، مبانى فكرى و كارنامه عملى - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٩١ - ١ تقدس مآبى
تقسيمى است كه سرچشمه آن، گفتار خليفه ثانى است.
ديديم كه بدعت به مفهوم اصطلاحى آن، عبارت از آن گونه نوآورى است كه اسلام آن را تشريع نكرده است و براى آن هيچ گونه دليل و ريشه اى در كتاب و سنت يافت نمى شود. در اين صورت، بدعت نمى تواند جز گونه« زشت»، نوع ديگرى داشته باشد. بنابراين تقسيم بدعت به زشت و زيبا، تقسيمى ناروا و بدون موضوع است.
البته اگر مردم در زندگى روزمرّه خويش، دست به نوآوريهايى زده و آن را به خدا و پيامبر نيز نسبت ندهند، اين كار به مفهوم لغوى لفظ،«بدعت» بوده و مى تواند به دو گونه زشت و زيبا تقسيم شود.اصولاً آداب و رسوم نو كه در ميان ملل پديد مى آيد به زشت و زيبا تقسيم مى شود. زيرا چه بسا ممكن است برخى از آنها مفيد و برخى ديگر غيرمفيد باشد، امّا بدعت در اصطلاح شرعى آن،يك قسم بيشتر ندارد، و آن هم حرام ونامشروع است.
علل تحريف در دين
با آنكه جوهر « اسلام»، چيزى جز «تسليم در برابر خداوند» نيست و بخشى از عقايد و احكام عملى اين دين از همين تسليم سرچشمه مى گيرد، پس فرد مسلمان چگونه دست به تحريف مى زند و انگيزه او از اين تحريف چيست؟
ذيلاً به برخى از انگيزه هاى اين امر ـ كه همگى تحت پوشش «اجتهاد در برابر نص» قرار مى گيرند ـ اشاره مى كنيم.
١. تقدس مآبى
چه بسا افرادى با معيارهاى شخصى تصرف در دين را يك نوع قداست